ذوقى
ميرزا ابو القاسم ذوقى ، در سال 1273 ه . ق . در اصفهان تولد يافت . وى برادر مهتر مرحوم غمگين اصفهانى و برادرزادهى محمد ابراهيم ساغر ، شاعر شهير قرن سيزدهم هجرى است كه در خاندان ادب و كمال پرورش يافت . ذوقى علاوه بر شاعرى از حسن خط بهرهمند بود .
او در برخى از مجامع ادبى اصفهان و شيراز شركت مىجست . ذوقى از طريق تجارت و چندى نيز از راه منشيگرى زندگى كرد و تا پايان عمر مجرد زيست و اواخر زندگى به انزوا و گوشهگيرى پرداخت و در دوازدهم محرم الحرام 1336 قمرى به مرض استسقاء درگذشت . در ايران اشعارش مشتمل بر پنج هزار بيت است كه پس از فوتش به همت و سرمايهى برادرش « غمگين » به چاپ رسيد « 1 » .
- * -
اين حسين كيست كه حق دلبر جانانهى اوست * بحر عصمت صدف ، اين گوهر يكدانهى اوست
اين همان شمع شبستان ولايت ، كه ز عشق * شمع ايوان فلك ، سوخته پروانهى اوست
گاه چون آيهى رحمت ، شرف دوش نبى است * گاه چون مُهر نبوت به سر شانهى اوست
اين همان شاه كه با خيل ملك ، روح الامين * به گدايى همه شب بر در كاشانهى اوست
آن كه در بزم صفا نرد وفا باخت ، چنانك * عقل كل ، مات رخ بازى شاهانهى اوست
اين همان رند قدح نوش كه تا چرخ نهم * از ازل تا به ابد نالهى مستانهى اوست
مىگسارىست ، كه هردرد غم و زهر الم * داشت ساقى ازل جمله به پيمانه اوست
اين همان بادهپرست است و همان بادهفروش * كآب شمشير ، مى و ماريه ميخانهى اوست
آنكه افسانهى خوبان شده در عرصهى حسن * گوش آفاق پر از قصّه و افسانهى اوست
چون خدا نيست مكانيش ، و ليكن گويند * عرصهى كرب و بلا خانهى ويرانهى اوست
اين جوابىست بر آن مرثيهكش گفت « وصال » * « اين حسين كيست كه عالم همه ديوانهى اوست »
هامش
( 1 ) - سخنوران نامى معاصر ؛ ج 2 ، ص 1407 .