تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 872

مساهمون:

ص٨٧٢
بخندد همى عاشق از زخم يار * كزين زخم ، زخمى قويتر بيار
وگر جز به عاشق نمايد ستم * دو چشمش شود خيره و دل ، نژم
به معشوق زيبا درشتى كند * بدان خوبرو ساز زشتى كند
پس ايدون ز آئين عشق مجاز * ز عشق حقيقى توان جست راز
كه مشتاق يزدان بلاجو بود * خوش است از بلا ، چون بلا ز و بود
بلا هست تخم و ولا هست بر * به اندازه‌ى تخم خيزد ثمر
هر آن كس كه افزون بلاكش بود * فزونتر دلش با بلا خوش بود
بلاكش زر است و بلا آتش ، است * زر پاك بيغش ، در آتش خوش است
حيات روان در هلاك تن است * از آنرو كه جان را بدن دشمنست
نفرسايد ار دانه‌اى زير خاك * نيارد در آخر ثمرهاى پاك
همان روشن است اين سخن نزد جمع * كه از سوز دل سر فرازست شمع « 1 »
هامش
( 1 ) - انتخابى از شعرى عرفانى و مفصّل ؛ چراغ صاعقه ، ص 61 - 63 .