يا شعلهى افروختهاى در دل چرخ است * كز آه مصيبتزدگان گشته قدش خم
يا آنكه خراشىست به رخسار ، جهان را * در تعزيهى اشرف ذريّت آدم
يا ناخن آغشته به خونىست فلك را * از بس كه خراشيده ز غم سينهى عالم
نى نى غلطم پردهى قفل در شادىست * يا بر رخ ايّام كليد در ماتم « 1 »
هامش
( 1 ) - تجلى عشق در حماسه عاشورا ؛ ص 278 - 274 .