يعنى محرّم آمد و روز ندامت است
روز ندامت چه ، كه روز قيامت است
* * *
روح القدس كه پيش لسان فرشتههاست * از پيروان مرثيه خوانان كربلاست
اين ماتم بزرگ نگنجد در اين جهان * آرى در آن جهان دگر نيز اين عزاست
كرده سياه حلّهى نور ، اين عزاى كيست * خير النسا كه مردمك چشم مصطفاست ؟
بنگر به نور چشم پيمبر چه مىكنند * اين چشم كوفيان چه بلا چشم بىحياست
ياقوت تشنگى شكند ، از چه گشت خشك * آن لب كه يك ترشح از او چشمهى بقاست
بلبل اگر ز واقعهى كربلا نگفت * گل را چه واقع است كه پيراهنش قباست
از پا فتاده است درخت سعادتى * كز بوستان دهر چو او گلبنى نخاست
شاخ گلى شكست ز بستان مصطفا
كز رنگ و بو فتاد گلستان مصطفا
* * *
اى كوفيان چه شد سخن بيعت حسين * و آن نامهها و آرزوى خدمت حسين ؟
اى قوم بىحيا چه شد آن شوق و اشتياق * آن جدّ و جهد در طلب حضرت حسين ؟
از نامههاى شوم شما ، مسلم عقيل * با خويش كرد خوش الم فرقت حسين
با خود هزار گونه مشقّت قرارداد * اوّل يكى جدا شدن از صحبت حسين
او را به دست اهل مشقت گذاشتيد * كو حرمت پيمبر و كو حرمت حسين ؟
اى واى بر شما و به محرومى شما * افتد چو كار با نظر رحمت حسين
ديوان حشر چون شود و آورد بتول * پر خون به پاى عرش خدا كسوت حسين
حالى شود كه پرده ز قهر خدا فتد
وز بيم لرزه بر بدن انبيا فتد
* * *
يا حضرت رسول حسين تو مضطر است * وى يك تن است و روى زمين پر ز لشكر است
يا حضرت رسول ببين بر حسين خويش * كز هرطرف كه مىنگرد تيغ و خنجر است
يا حضرت رسول ، ميان مخالفان * بر خاك و خون فتاده ز پشت تكاور است
يا مرتضى ، حسين تو از ضرب دشمنان * بنگر كه چون حسين توبى يارو ياور است
هيهات تو كجايى و كو ذو الفقار تو * امروز دست و ضربت تو سخت در خور است
يا حضرت حسن ز جفاى ستمگران * جان بر لب برادر با جان برابر است
اى فاطمه يتيم تو خفته است و بر سرش * نى مادر است و نى پدر و نى برادر است
زين العباد ماند و كسش هم نفس نماند
در خيمه غير پردگيان هيچ كس نماند