تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢
و يا زمانى كه هارون الرّشيد او را احضار كرد تا فتواى او را در باب طلاق زبيده بشنود ، شافعى گفت : حاجت تراست به من ؟ يا من را به تو ؟ هارون گفت : مرا به تو . شافعى گفت : پس از تخت فرود آى ! « 1 » شافعى تأليفات بسيار دارد از جمله « كتاب الامم » در فقه در هفت مجلد ، « المسند » در حديث ، « احكام القرآن السنن » ، « الرسالة » در اصول فقه ، « اختلاف الحديث » ، « فضايل قريش » ، « القاضى » ، « المواريث » و « ديوان اشعار » . شافعى در روز جمعه و در ماه رجب سال 204 هجرى در فسطاط مصر درگذشت . « 2 » - * - او اشعار بسيارى در مدح اهل بيت ( ع ) و حضرت سيّد الشّهداء دارد كه بسيار مشهور است . ابياتى از ديوان او را انتخاب كرده و مىآوريم :
1 - يا آل بيت رسول اللّه حبّكموا * فرض من اللّه فى القرآن انزله « 3 »
2 - يكفيكم من عظيم الذكر انكموا * من لم يصلّ عليكم لا صلاة له « 4 »
1 - اى خاندان پيامبر ! محبت شما دستورى است كه از طرف خداوند در قرآن نازل شده است . 2 - شما را همين افتخار كفايت مىكند كه اگر كسى در نماز بر شما درود نفرستد ، نمازش درست نيست . * * * حبّ شافعى نسبت به اهل بيت در همان دوره‌ى حيات خود او به حدى بوده است كه جمعى او را « رافضى » ( شيعى ) گمان كرده‌اند و او خود در مقام دفاع از موضع خويش گفته است :
1 - يا راكبا قف بالمحصّب من منى * و اهتف بساكن خيفها و الناهض
2 - سحرا اذا فاض الحجيج إلى منى * فيضا كملتطم الفرات الفائض
3 - إن كان رفضا حبّ آل محمد * فليشهد الثقلان انى رافضى « 5 »
1 و 2 - اى آن‌كه بر سنگلاخ‌هاى منى روان شده‌اى ! بامدادان آن‌گاه كه حاجيان مانند امواج خروشان درياى متلاطم فرات روان شدند ، بر كسانىكه در خيف و ناهض نشسته‌اند ، بانگ بزن و بگوى : 3 - اگر دوستى خاندان محمد نشانه‌ى « رفض » ( برگشتن از دين ) است ، پس بايد جن و انس گواهى دهند به اين‌كه من رافضىام ! * * *
1 - اذا فى مجلس ذكروا عليا * و سبطيه و فاطمة الزكيه
2 - و قال تجاوزوا يا قوم عنه * فهذا من حديث الرافضيه
3 - برأت الى المهمين من اناس * يرون الرفض حبّ الفاطميه
هامش
( 1 ) - همان ؛ ص 135 . ( 2 ) - ادب الطف ؛ ج 1 ، ص 215 . معجم الادبا ؛ ج 6 ، ص 367 به بعد . ( 3 ) - اشاره به آيه 23 سوره شورى :« قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى ». بگو : من از شما اجر رسالت جز اين نخواهم كه مودّت و محبّت مرا در حق خويشاوندانم منظور داريد . ( 4 ) - ادب الطف ؛ ج 1 ، ص 217 . ديوان شافعى ؛ ص 111 . ( 5 ) - ديوان شافعى ؛ ص 85 . ادب الطف ؛ ج 1 ، ص 218 .