تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 73

مساهمون:

ص٧٣
در كساء بها و حله‌ى نور * بر حريم حرم فكند عبور
هر طرف مىگذشت بهر طواف * در صف خلق مىفتاد شكاف
زد قدم بهر استلام حجر * گشت خالى ز خلق راه گذر
شاميى كرد از هشام سؤال * كيست اين با چنين جلال و جمال
از جهالت در آن تعلّل كرد * وز شناسائيش تجاهل كرد
گفت نشناسمش ندانم كيست * مدنى يا يمانى يا مكّيست
بو فراس آن سخنور نادر * بود در جمع شاميان حاضر
گفت من مىشناسمش نيكو * زو چه پرسى بسوى من كن رو
آن كس است اين كه مكّه و بطحا * زمزم و بو قبيس و خيف و منا
حرم و حلّ و بيت و ركن و حطيم * ناودان و مقام ابراهيم
مروه ، سعى و صفا ، حجر ، عرفات * طيّبه و كوفه ، كربلا و فرات
هريك آمد به قدر او عارف * بر علوّ مقام او واقف
قرّة العين سيّد الشّهداست * زهره شاخ دوحه زهراست
ميوه باغ احمد مختار * لاله راغ حيدر كرّار
چون كند جاى در ميان قريش * رود از فخر بر زبان قريش
كه بدين سرور ستوده شيم * بنهايت رسيده فضل و كرم
ذروه‌ى عزّتست منزل او * حامل دولت است محمل او
از چنين عزّ و دولت ظاهر * هم عرب ، هم عجم برو قاصر
جدّ او را به مسند تمكين * خاتم انبياست نقش نگين
لايح از روى او فروغ هدى * فايح از خوى او شميم وفا
طاعتش آفتاب روزافروز * روشنائى فزاى ظلمت سوز
جدّ او مصدر هدايت حق * از چنان مصدرى شده مشتق
ز حيا نايدش پسنديده * كه گشايد به روى كس ديده
خلق از او نيز ديده خوابانند * كز مهابت نگاه نتوانند
نيست بىسبقت تبسّم او * خلق را طاعت تكلّم او
در عرب ، در عجم بود مشهور * كو مدانش مغفلى مغرور
همه عالم گرفت پرتو خور * گر ضرير نديد از آن‌چه ضرر
شد بلند آفتاب بر افلاك * بوم از آن گر نيافت بهره چه باك
بر نكو سيرتان و بدكاران * دست او را بر موهبت باران
فيض آن ابر بر همه عالم * گر بريزد نمىنگردد كم
هست از آن معشر بلند آئين * كه گذشتند از اوج عليّين