تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 651

مساهمون:

ص٦٥١
مشام مىرسد . ريگزارها آب خويش نمايان مىسازند و نهرها از دل خويش جارى مىسازند و سر بريده را به سوى خويش مىخوانند تا سيرابش كنند . * * *
فاستفيقى اذا يا بتول
ايقظى السّيف فى كفّ حيدر
سلّى من النوم عين الرّسول « 1 »
اى بتول ! برخيز ! و شمشير على ( ع ) را بيدار كن ! و چشمان پيامبر اسلام ( ص ) را از خواب بيدار كن ! * * * ( سر بريده نگاهى به فرات مىافكند . )
مرحبا يا فرات
خانك الماء فى الصّيف
و استلّ منك المياه
أنت أغرقت فى ساعة الصّفر
أرواحنا المزهرات
و سطوت علينا
سرقت . . . نواعيرنا المثقلات
مرحبا يا فرات « 2 »
مرحبا اى فرات ! آبت را در لحظات حساس از ما دريغ كردى ؟ ! ( بخل آب فرات در روز عاشورا و خيانت آب در لحظات حساس را به رخ آب مىكشد ) تو مانع كبوترهاى تشنه شدى اى آب خائن تو عامل غرق گرديدن روح‌هاى پاك شدى و آسياب آبى را با حمله‌اى ناجوانمردانه به سرقت بردى ؛ و بدين‌سان صحنه‌ى دلخراش شهادت عبّاس ( ع ) را در كنار فرات يادآور مىشود و با زبان كنايه به آب فرات مرحبا مىگويد :
منذ ألف تقمّطنى الأمّهات
هامش
( 1 ) - همانجا . ( 2 ) - همانجا .