تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 573

مساهمون:

ص٥٧٣
4 - ابو الفضل كه در زير برخورد شمشيرهاى تيز ، شهيد و بدنش به خون آغشته شد . 5 - كسىكه در روز مصيبت و بلا در همه حال ياور او بود و هيچ چيز نتوانست او را از يارى باز دارد . 6 - و هنگامىكه فرات به تصرّف او درآمد از آب آن نچشيد و با اينكه تشنه بود خواست كه آب را به برادر بخشد . * * *
1 - فقل بالغصن يحمل منه نورا * و قل بالنجم تحمله ذكاء
2 - و نادى فيهم و القوم صم * فلا عن غيهم يلوي نداء
3 - ألا من راحم يسقي رضيعا * يلوح عليه من طه رواء
4 - و ان يذنب أبوه كما زعمتم * فلا ذنب عليه و لا جزاء
5 - فلم يسقوه من ظمأ و لكن * حدا للبغى حرملة الشقاء
6 - بنى تركتنى و الهم ثكلى * و ما من بعد يومك لى عزاء
7 - و اندب وجهك الذهبي وردا * بماء الحسن كان له ارتواء « 1 »
1 - به شاخه‌ى درخت بگو كه از او بلندى بگيرد و به ستاره بگو كه از او روشنايى بگيرد . 2 - او در ميان آنان ندا داد در حالىكه آن قوم كر بودند و هيچ ندايى را نمىشنيدند . 3 - چرا به طفل شيرخوارش رحم نكردند و آبى به او ندادند . 4 - و اگر پدرش آنگونه كه شما گمان مىكرديد گناهكار بود . طفل شيرخوار چه گناهى داشت . 5 - كه او را در حالىكه تشنه بود آب نداديد و حرمله‌ى ستمگر با شقاوت به او تيز زد . 6 - پسركم ! مرا ترك كردى و مرا به عزايت نشاندى و بعد از شهادت تو من عزادار هستم . 7 - من گريه و زارى مىكنم بر صورت روشن تو و آن را با آب ديده مىپوشانم تا سيراب شود .
هامش
( 1 ) - ادب الطف ؛ ج 10 ، ص 150 و 151 .
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 573 | مرضيه محمدزاده