عبد اللّه بن زبير اسدى
عبد اللّه بن زبير بن اشيم اسدى از خاندان بنى اسد بود كه در كوفه به دنيا آمد . « 1 » وى شاعرى شيعى بود . مرزبانى در « معجم الشعراء » و شيخ سماوى در « ابصار العين » و ابو الفرج اصفهانى در « الاغانى » اشعارى از او ذكر كردهاند .
از اشعار به دست آمده مىتوان پارهاى رويدادهاى زمان او و همچنين شخصيت فردى ، اجتماعى ، سياسى و ادبى وى را روشن ساخت . اشعار او در سه موضوع مدح ، رثا و هجو خلاصه مىشود .
عبد اللّه مرثيهاى در مورد مسلم بن عقيل و هانى بن عروه سروده كه طبرى و ابن طاووس آن را نقل كردهاند . « 2 »
عبد اللّه به سال 75 ه . ق . در سفر به رى كه به دستور حجّاج بن يوسف ثقفى انجام شد ، درگذشت . « 3 »
- * -
1 - اذا كنت لا تدرين ما الموت فانظرى * إلى هانى بالسوق و ابن عقيل
2 - إلى بطل قد هشّم السيف وجهه * و آخر يهوى من طمار قتيل
3 - أصابها أمر الامير فأصبحا * أحاديث من يسرى بكل سبيل
4 - ترى جسدا قد غير الموت لونه * و نضح دم قد سال كلّ مسيل
5 - أيركب اسماء الهماليج آمنا * و قد طلبته مذحج بذحول
6 - تطيف حواليه مراد و كلهم * على رقبة من سائل و مسول
7 - فان انتم لم تثأروا بأخيكم * فكونوا بغايا أرضيت بقليل « 4 »
1 - اگر نمىدانى مرگ چيست ! به جسد هانى و مسلم بن عقيل در ميان بازار كوفه بنگر !
2 - بدان پهلوانى بنگر كه شمشير چهرهى او را خرد كرده است . ( هانى ) و به دلاورى ديگر كه جنازهاش آغشته به خون از بالاى قصر فرو افتاده است . ( مسلم )
3 - دستور حاكم ( ابن زياد ) آن دو را به اين سرنوشت دچار ساخت كه سرگذشتشان ورد زبان مردم در هر كوى و برزن شده و به صحراها و بيابانها به ارمغان مىبرند ( آنان افسانهى رهگذران شدهاند ) .
4 - پيكر بىسرى را خواهى ديد كه مرگ رنگش را دگرگون ساخته است و خونهايى نيز كه چون سيل روان گشته است .
5 - آيا اسماء پسر خارجه ( كه با چند تن ديگر هانى را به دربار ابن زياد بردند ) آسوده و آزاد سوار بر اسبها شود با اينكه
هامش
( 1 ) - الاغانى ؛ ج 14 ، ص 236 .
( 2 ) - تاريخ طبرى ؛ ج 2 ، ص 266 .
( 3 ) - تاريخ مدينة دمشق ؛ ( تراجم حرف عين ) ؛ ص 512 .
( 4 ) - ادب الطف ؛ ج 1 ، ص 143 .