تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 56

مساهمون:

ص٥٦

عقبة بن عمرو السّهمى

عقبة از طايفه‌ى بنى سهم بن عوف بن غالب بود . گفته‌اند او نخستين كسى است كه در رثاى حسين بن على ( ع ) شعر سروده و اين قطعه از لطيف‌ترين و سليس‌ترين شعرهايى است كه در مراثى امام حسين ( ع ) انشاد شده است . - * - او در اواخر قرن اول هجرى به كربلا رفت و نزديك قبر امام ( ع ) ايستاد و خواند :
1 - مررت على قبر الحسين بكربلاء * ففاض عليه من دموعى غزيرها
2 - و ما زلت أبكيه و أرثى لشجوه * و يسعد عينى دمعها و زفيرها
3 - و بكّيت من بعد الحسين عصائبا * أطافت به من جانبيه قبورها
4 - اذا العين قرّت فى الحياة و أنتم * تخافون فى الدّنيا فأظلم نورها
5 - سلام على أهل القبور بكربلا * و قلّ لها منّى سلام يزورها
6 - سلام بآصال العشى و بالضحى * تؤديه نكباء الرياح و مورها
7 - و لا برح الوفّاد زوار قبره * يفوح عليهم مسكها و عبيرها « 1 »
1 - در كربلا بر قبر حسين ( ع ) گذشتم و اشك فراوانى از ديدگانم بر تربت مزارش فرو ريخت . 2 - بىدرنگ لب به رثاى او گشودم و بر غمش گريستم ، اشك‌هاى من و آههاى من ، چشمانم را در اين سوگوارى يار بودند . 3 - بر حسين گريستم و پس از حسين بر قومى گريستم كه قبر او را با قبور خود احاطه كرده بودند . 4 - اگر ديدگان ما بخواهند روشن و خشنود باشند و شما در اين دنيا دلتنگ و هراسان باشيد آن ديدگان كور باد . 5 - بر خفتگان خاك كربلا سلام باد و افسوس دارم كه بر مزار ايشان كمتر سلام مىگويم . 6 - در ظلمت شب‌ها و روشنى روزها بر آن قبرها سلام باد ، سلامى كه همراه باد صبا با غبارها بر آن قبرها مىنشيند . 7 - آنجاكه رايحه‌ى مشك و عنبر بر شامه‌ى زايرانش هميشه مىوزد ( همواره از مشك و عنبر اين قبور سرشار باد )
هامش
( 1 ) - ادب الطف ؛ ج 1 ، ص 52 .
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 56 | مرضيه محمدزاده