تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 569

مساهمون:

ص٥٦٩

حسين على الاعظمى

حسين بن على بن حبشى العبيدى الاعظمى به سال 1325 ه . ق . در يكى از محلّات بغداد به نام اعظميّه به دنيا آمد ، در سال 1927 ميلادى از دانشگاه « آل البيت » فارغ التحصيل شد ، او پس از مدّتى تدريس مسئوليت متمّم شريعت را در دانشكده حقوق به عهده گرفت ، سپس رئيس دانشكده حقوق گرديد . او تأليفات فراوانى دارد برخى از آثار او چنين است : « أحكام الأوقاف » ، « مع ابن سينا » ، « الاحوال الشخصية » ، « اصول الفقه » ، « الوصايا » و . . . وى به سال 1375 ه . ق . وفات يافت و در اعظميّه به خاك سپرده شد « 1 » . - * -
الدمع ينطق و العيون تترجم * عما يضم اليوم هذا المأتم
اليوم قد ذبح الحسين و آله * ظلما و فاض الدمع و انفجر الدم « 2 »
1 - از آنچه كه امروز در اين ماتم مىگذرد ، اشك صحبت مىكند و چشم‌ها به ترجمه‌ى آن سخنان مىپردازد . 2 - امروز حسين ( ع ) و خانواده‌اش به ستم كشته شدند . بدين‌سبب اشكها با خون فرومىريزد . * * *
شهيد العلى ما أنت ميت و انما * يموت الذي يبلي و ليس له ذكر
و ما دمك المسفوك الا قيامة * لها كل عام يوم عاشوره حشر
و ما دمك المسفوك الا رسالة * مخلدة لم يخل من ذكرها عصر
و ما دمك المسفوك الا تحرر * لدنيا طغت فيها الخديعة و الختر « 3 »
1 - شهيد بزرگ است و نمىميرد . بلكه كسى مىميرد كه از يادها فراموش شود . 2 - و خون ريخته‌شده‌ى تو قيامتى است كه به‌وسيله‌ى آن هر سال در روز عاشورا قيامتى ( حشرى ) برپا مىشود . 3 - و خون ريخته‌شده‌ى تو نامه‌ى جاودانه‌اى است كه هيچ عصر و زمانى از آن خالى نيست . 4 - و خون ريخته‌شده‌ى تو به دنيايى كه در آن خدعه و خيانت و طغيان است ، آزادى مىبخشد . * * *
لا تلمني ان جرت عيني دما * أىّ دمع و يك لم ينبجس ؟ !
هل ترى العالم إلّا مأتما * قد طغت نيرانه في الأنفس
أيّها الباكون حولى اقتربوا * و اسمعوا أنشودة الدّمع الهتون « 4 »
1 - مرا ملامت نكنيد اگر كه چشمانم خون بگريد و چه اشكى است كه با درك مرتبه و مظلوميت شهيدان و شدّت اين حادثه بىاختيار سرازير نشود . 2 - آيا عالم را جز ماتمى مىبينى كه شعله‌هاى آن در جانها طغيان كرده است . 3 - اى گريه‌كنندگان به من نزديك شويد و اين سرود را بشنويد و سيل‌آسا گريه كنيد !
هامش
( 1 ) - ادب الطف ؛ ج 10 ، ص 109 . ( 2 ) - همان ؛ ص 112 . ( 3 ) - همان ؛ ص 111 . ( 4 ) - همان ؛ ص 103 .