شيخ محمد السّماوى
محمّد بن طاهر السّماوى به در سال 1292 ه . ق . در « سماوة » « 1 » به دنيا آمد ، پدرش مردى عالم و فاضل بود . وى پس از رحلت پدر به نجف براى كسب علم هجرت كرد ، از اساتيدى مانند صاحب جواهر و سيّد محمد هندى بهره جست و از « سيد حسن صدر » اجازه اجتهاد گرفت . او به عنوان قاضى در دادگاه فقه جعفرى منصوب گرديد . . . همچنين مدتى با روزنامه « الزوراء » كه به زبان تركى و عربى منتشر مىشد همكارى نمود . از آثار او مىتوان « ابصار العين فى انصار الحسين » ، « الكواكب السماوية » و « ديوان اشعار » او را نام برد .
او به جمعآورى كتب و تنقيح آنها همت فراوان گماشت و كتابخانهى « سماوى » ضرب المثل و مورد آرزوى دوستداران كتاب بوده است . در سال 1370 وفات يافت « 2 » .
- * -
ان يقتلوك على شاطي الفرات ظما * فقد تزلزل كرسىّ السّما عظما
و قد بكتك دما حتّى العدى ندما * أىّ المحاجر لا يبكي عليك دما
أبكيت و اللّه حتّى محجر الحجر « 3 »
حسين جان ! اگر تو را در كنار شطّ فرات كشتند ، عرش آسمان با شهادت تو به لرزه درآمد . حتّى دشمنان تو با اظهار ندامت بر مصيبت تو اشك ريختند و چه كسى است كه بر تو اشك نريزد و به خدا قسم هرچيز سخت حتّى سنگ سخت نيز بر تو مىگريد .
* * *
كم طلعة لك يا هلال محرّم * قد غيّبت وجه السرور بمأتم
ما انت الّا القوس فى كبد السّما * ترمى قلوب المسلمين بأسهم كم
اى هلال ماه محرّم چه بسا دميدن تو شادى و سرور را بر طرف مىسازد و حزن و اندوه بر همهى عالم فرومىريزد . كمان هلال تو در دل آسمان تيرهاى ماتم را به سوى قلب مسلمين نشانه مىگيرد .
هامش
( 1 ) - سماوه : ناحيهى شرقى كوفه در عراق
( 2 ) - ادب الطف ؛ ج 10 ، ص 20 و 21 .
( 3 ) - همان ؛ ص 25 .