ميرزا ابو القاسم وفاى شيرازى
از فضلا و ادباى قرن سيزدهم ه . ق است كه مجموعهاى به نام ديوان العروس دارد كه منتخبى از آثار ادبى خود و ديگران را در آن گرد آورده است و مراثى بحر العلوم را نقل و ترجمه نموده و ابياتى را بر آن افزوده است . « 1 »
* * *
1 - روحي و نفسي نفوسا جلّ قدرهم * سفينة الحلم بحر العلم صدرهم
2 - روحي و نفسي رؤوسا بالطّفوف علت * على العوالى و فيه ازداد قدرهم
3 - روحي و نفسي جباها كاللّجبين حكت * نور التّجلي و صدر الرّمح طورهم
4 - روحي و نفسي وجوها كالشّموس على * وسط السّماء ضحى أو زاد نورهم
5 - روحي و نفسي شفاها ذابلا ظمأ * و الجيش حول الخبا ركبا يدورهم
6 - روحي و نفسي نحورا قطّعوا و سبوا * نساءهم بعد ما سنّت خدورهم
7 - روحي و نفسي شعورا كالشقائق من * دم النّحور و قد ذاكت نشورهم
8 - روحي و نفسي أكفّا بالدّما خضبت * من بعد شيبهم ما جلّ أمرهم
9 - روحي و نفسي عظاما للقرى ركضت * من السّنابك ما جاشت جسورهم
10 - روحي و نفسي نعوشا بالثّرى ترب * قلوب شيعتهم حبا قبورهم
11 - روحي و نفسي فدا مهر الحسين متى * أتى خليّا و قد حنّت سجورهم
12 - روحي و نفسي جسوما في مضاجعهم * ما للوفا أمل ألّا أزورهم « 2 »
* * *
تن و جانم فداى آن شهيدان * كه كنج سينهشان پرنور از ايمان
تن و جانم فداى آن سرانى * كه بر سرهاى رمح آمد درخشان
تن و جانم فداى آن جبينها * كه چون نور خدا در طور رخشان
تن و جانم فداى آن وجوهى * كه همچون آفتاب ظهر ، تابان
تن و جانم فداى تفته لبها * به دور خيمهها ز اعدا سواران
تن و جانم فداى آن گلوها * . . . حرق خيام و سبى نسوان
تن و جانم فداى دستهايى * كه رنگين شد چو موهاى پريشان
تن و جانم فداى آن محاسن * كه گلگون گشت چون گلهاى نعمان
تن و جانم فداى استخوانها * كه شد پامال از سمهاى اسبان
تن و جانم فداى نعشها ، كش * حنوط از خاك و دلها قبر ايشان
هامش
( 1 ) - مجموعه خطى شماره 2842 كتابخانه ملك ، ص 145 - 160 .
( 2 ) - شرح مراثى سيّد بحر العلوم ؛ ص 310 و 311 .