تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 457

مساهمون:

ص٤٥٧
12 - كلّ من رام حصر فضلك غرّ * فضل آل النبيّ ليس يعدّ
13 - طيبة فاقت البقاع جميعا * حين أضحى فيها الجدّك لحد
14 - و لمصر فخر على كلّ مصر * و لها طالع بقبرك سعد
15 - مشهد أنت فيه مشهد مجد * كم سعى نحوه جواد مجدّ ؟
11 - تو بر دشمنانت شمشيرى ، ولى در تو حلم است و براى فضل تو حدّى نيست . 12 - هركه بخواهد فضائلت را محدود كند ، خود را فريفته است ، زيرا فضائل آل پيامبر قابل شمارش نيست . 13 - از آن زمانىكه جدّت در زمين مدينه مدفون گرديد ، عطر آن همه‌ى بقعه‌ها را فراگرفت . 14 - و براى مصر نسبت به همه‌ى شهرها افتخار است و به خاطر قبرت طالعش سعد است . 15 - بقعه‌ى مباركه‌ات بسيار مبارك است ، چه بسيار افراد كوشا به سوى آن مىشتابند ؟
16 - و ضريح حوى علاك ضريح * كلّه مندل يفوح و ندّ
17 - مدد ماله انتهاء و سرّ * لا يضاهى و رونق لا يحدّ
18 - رحمات للزائرين توالت * و جزيل من العطاء و رفد
19 - رضي اللّه عنكم آل طه * و دعاء المقلّ مثلي جهد
20 - و سلام عليكم كلّ وقت * ما تغنّت بكم تهام و نجد
16 و 17 - و ضريحى كه ترا دربر گرفته و بالايت قرار دارد ، كلا معطّر و روح‌افزاست داراى كششى است كه آخر ندارد ، سرورى است كه همانند ندارد ، رونقى است كه حد ندارد . 18 - براى زائران ، رحمت‌هاى پىدرپى و بخشش نيكويى است . 19 - خدا از شما آل طه خشنود باد دعاى ناچيزى چون من رنج بىحاصلى است . 20 - و همواره درود خدا بر شما باد مادامىكه نجد و تهامه از شما ياد مىكند .
21 - أنا في عرض تربة أنت فيها * يا حسينا و بعد حاشا اردّ
22 - أنا في عرض جدّك الطاهر ال * طهر إذا ما الزّمان بالخطب يعدو
23 - أنا في عرض من يعول كلّ ال * رّسل عليه و ما لهم عنه بدّ
24 - أنا في عرض من أنته غزال * فحماها و الخصيم خصم الدّ
25 - أنا في عرض جدّك المصطفى من * كلّ عام له الرّحال تشدّ « 1 »
21 - من در پيشگاه خاكى قرار دارم كه تو اى حسين در آن قرار دارى ، و ديگر بعيد است كه رانده شوم . 22 - من در پيشگاه جدّ پاكت ، قرار دارم كه زمان ، با شخصيت‌هاى پاك دشمنى مىكند . 23 - من در پيشگاه كسى قرار دارم كه همه‌ى پيامبران به او پناه مىبرند ، و از او بىنياز نيستند . 24 - من در پيشگاه كسى قرار دارم كه آهوها به او پناه برده ، او هم پناهشان داده است در صورتىكه دشمن بسيار سرسخت بود . 25 - من در پيشگاه جدّت مصطفى قرار دارم تا هر زمانى كه مردم براى زيارتش به آن سوى مىروند . * * *
هامش
( 1 ) - الغدير ؛ ج 5 ، ص 187 و 188 . ادب الطف ؛ ج 5 ، ص 265 و 266 .