تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 283

مساهمون:

ص٢٨٣
11 - و قعودهم في رتبة نبويّة * لم يبنها لهم أبو سفيان
12 - حتّى أضافوا بعد ذلك أنّهم * أخذوا بثار الكفر في الإيمان
7 - حديث از خاندان على گوى و ستمى كه بر آنان رفت . ترانه و غزل را شيوه‌ى دگر بياراى . 8 - خاندان اميّه ميراث رسول را بربود ، بر خاندان محمّد غارت آورد . 9 - با صاحبان مسند خلافت راه خلاف گرفتند ، در قبال برهان بهتان زدند . 10 - قانع نشدند كه خيل نفاق بتازند ، دست ستم از آستين كين برآرند . 11 - در جايگاه پيغمبر ( ص ) نشستند ، در حالى كه اين مرتبت از پدرشان ابو سفيان به آنها نرسيده بود . 12 - تا اينكه بعد از آن ، خون‌بهاى كفر را از ايمان گرفتند .
13 - فأتى زياد في القبيح زيادة * تركت يزيد يزيد في النقصان
14 - حرب بنو حرب أقاموا سوقها * و تشبّهت بهم بنو مروان
15 - لهفى على النفر الذين أكفنّهم * غيث الورى و معونة اللهفان
16 - أشلاؤهم مزق بكلّ ثنيّة * و جسومهم صرعى بكلّ مكان
17 - مالت عليهم بالتمالى أمّة * باعت جزيل الربح بالخسران
18 - دفعوا عن الحقّ الذى شهدت لهم * بالنصّ فيه شواهد القرآن
13 - زيادشان گستاخى از حد به دربرد ، يزيدشان را به هلاك و دمار سپرد . 14 - آسياى خونى كه خاندان حرب به گردش درآورد ، زادگان مروان آسيابان شدند . 15 - دريغ و افسوس بر اين آزادگان كه باران رحمت الهى و يار ستمديدگان بودند . 16 - پيكر مباركشان بر سر تپّه‌ها چاك‌چاك ، در بيابانها عريان بر خاك . 17 - امّت سرگشته عليه آنان دست بهم دادند ، بهشت برين فروختند ، دوزخ و نفرين به جان خريدند . 18 - حقّ خلافت كه با نصوص قرآنى و تأييد رسالت پناهى ويژه‌ى آنان بود ، ضايع گشت .