تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 198

مساهمون:

ص١٩٨
سخاوت بوده است و صورتهايى كه مانند چراغ فروزان است پس ماه درخشان پنهان شده بود و ستارگان افول كرده بودند . 10 - روزگار ( شب و روز ) را تغيير دادند و فردا حكم بلا و ستم بر آنها جارى مىشود .
11 - يا رسول اللّه لو عاينتهم * و هم ما بين قتل و سبا
12 - من رميض يمنع الظلّ و من * عاطش يسقى أنابيب القنا
13 - و مسوق عاثر يسعى به * خلف محمول على غير وطا
14 - متعب يشكو أذى السير على * نقب المنسم مهزول المطا
15 - لرأت عيناك منهم منظرا * للحشا شجوا « 1 » و للعين قذى
11 - اى رسول خدا ! اگر آنها را در هنگامىكه به قتل و اسارت گرفتار شدند مىديدى ؟ 12 - كسانىكه در برابر حرارت آفتاب سايه و سرپناهى نداشتند و تشنگى آنها را نيزه‌ها سيراب مىكرد . 13 - و اسرايى را كه دنبال جنازه‌ها رانده مىشدند ( اسرايى كه به دنبال سرهاى حمل‌شده و در يك زمين ناهموار و خشن حركت مىكردند . ) 14 - اسرايى خسته و كوفته كه از سختى راه و سفر شكايت كرده ، در حالىكه بر شترانى خسته و با پاهاى لرزان و پشت مجروح حركت مىكردند . 15 - ( اى رسول خدا ! ) منظره‌اى را مىديدى كه با ديدن آن حزنى سنگين تو را فرامىگرفت و چشمانت به درد مىآمد .
16 - ليس هذا لرسول اللّه يا * امّة الطغيان و الغى جزى
17 - غارس لم يأل فى الغرس لهم * فأذاقوا اهله مرّ الجنا
18 - جزروا جزر « 2 » الاضاحى نسله * ثم ساقوا أهله سوق الأما
19 - معجلات لا يوارين ضحى * سنن الأوجه أو بيض الطلا
20 - هاتفات برسول اللّه فى * بهر السير و عثرات الخطا
16 - اى امت سركش و طغيانگر ! پاداش رسول خدا ( ص ) اين نبود . 17 - آن‌كسىكه درخت اسلام را براى شما كاشت و كوتاهى در پرورش درخت نكرد ولى به خاندان او ثمرى تلخ را از اين درخت چشاندند . 18 - خاندان او را به قتل رساندند و سر بريدند مانند سر بريدن قربانيها ( نسل او را قصابى كردند ) و سپس خاندانش را مانند كنيزان حركت دادند . 19 - آنان را به سرعت حركت دادند در حالىكه در اين شدت آفتاب و گرما صورت و گردن‌هاى سفيدشان را نپوشانده بودند . 20 - در حالىكه فرياد مىزدند و رسول خدا را مىخواندند در شدت خستگى و پاهاى آنان در حال لغزيدن و لرزيدن در حال حركت بود .
21 - يوم لا كسر حجاب مانع * بذلة العين و لا ظلّ خبا
هامش
( 1 ) - شجواء : استخوانى كه در گلو گير مىكند . ( 2 ) - جزر : قتلگاه .