و لا نسبة في الخيرية بين فعلنا و فعله تعالى .
و نسبت بهتر بودن ميان فعل ما و فعل خداوند نيست ؛ [ - اينگونه نيست كه برخى از افعال بنده بهتر از برخى از كارهاى خداوند باشد . ]
و الشكر على مقدمات الإيمان .
سپاس از خداوند [ از سوى كسى كه ايمان آورده است ] ، بر مقدمات ايمان است [ نه بر نفس ايمان . ]
و السمع متأوّل و معارض بمثله و الترجيح معنا .
ادلهء نقلى تأويل برده مىشود و با ادلهء نقلىاى كه بر خلاف دلالت دارد ، معارض است ؛ و ترجيح با ما [ - با آن ادلهء نقلى كه بر مختار ما دلالت دارد ] است .
7 [ فعل متولّد ]
و حسن المدح و الذمّ على المتولّد يقتضي العلم بإضافته إلينا .
خوب بودن ستايش و نكوهش بر فعل متولّد مقتضى علم به استناد اين فعل به ماست ، [ زيرا اگر علم ارتكازى نداشتيم به اينكه كار متولّد ، منتسب به انسان است ، هرگز خوب نمىدانستيم كه كسى را به خاطر چنين فعلى ستايش يا نكوهش كنيم . ]
و الوجوب به اختيار السبب لاحق .
وجوب [ فعل سبب ] كه به واسطهء اختيار كردن سبب حاصل مىشود ، وجوب لاحق [ به فعل ] است [ و منافاتى با امكان ذاتى آن ندارد . ]
و الذمّ في إلقاء الصبيّ عليه لا على الإحراق .
نكوهش فرد [ در آنجا كه كودكى را به آتش مىافكند و آتش او را مىسوزاند ] بر افكندن كودك [ در آتش ] است ، نه بر سوزاندن آتش .
ترجمه و شرح كشف المراد ( فارسى ) — صفحة 239
مساهمون: العلامة الحلي
ص٢٣٩