3 [ خداى متعال قادر بر قبيح است ]
مع قدرته عليه لعموم النسبة و لا ينافي الامتناع اللاحق .
با آنكه قدرتش بر فعل قبيح تعلق مىگيرد ، چون نسبت قدرت او به همهء ممكنات برابر است . و اين [ عموم قدرت ] با امتناع بعدى [ صدور قبيح از خداوند ] منافات ندارد .
4 [ فعل خداى متعال غرض و هدف دارد ]
و نفي الغرض يستلزم العبث و لا يلزم عوده إليه .
منتفى بودن غرض [ از فعل خداوند ] مستلزم عبث بودن [ افعال الهى ] است . و لازم نيست كه اين غرض به خداوند بازگردد [ و نفعى باشد كه او از فعلش مىبرد . ]
5 [ خداى متعال طاعات را مىخواهد و گناهان را اكراه دارد ]
و ارادة القبيح قبيحة و كذا ترك ارادة الحسن ، و للأمر و النهي .
ارادهء كار قبيح ، قبيح است و نيز ترك ارادهء كار حسن ، [ قبيح مىباشد . ] و به خاطر امر [ به كار حسن ] و نهى [ از كار قبيح . ]
و بعض الأفعال مستندة إلينا ، و المغلوبية غير لازمة ، و العلم تابع .
و برخى از كارها به ما مستند است ، و مغلوب بودن [ خداوند در خواستهء خويش ] لازم نمىآيد ، و علم [ خداوند ] تابع [ معلوم و كاشف از آن ] است .
6 [ ما فاعل هستيم ]
و الضرورة قاضية باستناد أفعالنا إلينا .
ضرورت حكم مىكند به اينكه افعال ما مستند به ما هستند .
ترجمه و شرح كشف المراد ( فارسى ) — صفحة 237
مساهمون: العلامة الحلي
ص٢٣٧