وكلينى وصفار وابن ماهيار وابن شهرآشوب وديگران به سندهاى معتبر بسيار از حضرت باقر وصادق عليهما السّلام روايت كردهاند كه :
الَّذِينَ يَعْلَمُونَ
مائيم ؛
وَالَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ
دشمنان مايند ؛ وشيعيان ما أولو الالبابند « 1 » كه تمييز مىكنند ميان ما ودشمنان ما ومىدانند كه ما سزاوارتريم به خلافت از دشمنان ما .
وصفار روايت نموده است كه : از حضرت صادق عليه السّلام پرسيدند از تفسير اين آية ، فرمود : مائيم كه مىدانيم ، ودشمنان ما نادانند ، وأولو الألباب شيعيان مايند « 2 » .
وكلينى به سند موثق روايت كرده است از عمار ساباطى كه گفت : پرسيدم از حضرت صادق عليه السّلام در تفسير قول حق تعالى
وَإِذا مَسَّ الْإِنْسانَ ضُرٌّ دَعا رَبَّهُ مُنِيباً إِلَيْهِ
يعنى :
« هرگاه آدمي را عارض شود حال بدى ، مىخواند پروردگار خود را در حالتي كه بازگشتكننده است بسوى أو » ، حضرت فرمود كه : اين آية در شأن أبو بكر نازل شده كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم را جادوگر مىدانست ، چون بيمارى أو را روى مىداد ظاهرا دعا مىكرد واظهار بازگشت مىنمود از آنچه در حقّ حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم مىگفت ،
ثُمَّ إِذا خَوَّلَهُ نِعْمَةً مِنْهُ
« پس چون خدا به أو عطا مىكرد نعمتي از جانب خود » فرمود : يعنى عافيت مىيافت از آن بيمارى ،
نَسِيَ ما كانَ يَدْعُوا إِلَيْهِ مِنْ قَبْلُ
« فراموش مىكرد خدائى را كه بسوى أو دعا مىكرد پيشتر » ، حضرت فرمود كه : فراموش مىكرد توبه را كه بسوى خدا مىكرد از آنچه در حقّ حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم مىگفت كه أو ساحر است ، واز اين جهت است كه خدا فرمود
قُلْ تَمَتَّعْ بِكُفْرِكَ قَلِيلًا إِنَّكَ مِنْ أَصْحابِ النَّارِ
« بگو - يا محمد : - بهرهمند شو به كفر خود اندك زماني بدرستى كه تو از أصحاب جهنمى » فرمود كه : مراد به كفر أو ، آن خلافتي بود كه به ناحق دعوى كرد بر مردم وحقّ على را غصب كرد ونه از جانب خدا خليفه بود ونه از جانب رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ، پس كافر شد . پس حضرت فرمود كه : بعد از اين خدا سخن را گردانيد بسوى على وخبر داد مردم را به حال أو
هامش
( 1 ) . كافى 1 / 212 ؛ بصائر الدرجات 54 - 56 ؛ تأويل الآيات الظاهرة 2 / 512 ؛ مناقب ابن شهرآشوب 4 / 233 .
( 2 ) . بصائر الدرجات 54 - 55 ؛ اعلام الدين 453 .