يَعْمَلُونَ
« وحال آنكه آنها به امر خدا عمل مىكنند » يعنى تا خدا چيزى نفرمايد نمىكنند ،
يَعْلَمُ ما بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَما خَلْفَهُمْ
« مىداند خدا آنچه در پيش روى ايشان است وآنچه در پشت سر ايشان است » ،
وَلا يَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضى وَهُمْ مِنْ خَشْيَتِهِ مُشْفِقُونَ
« 1 » « وشفاعت نمىكنند مگر كسى را كه خدا پسندد شفاعت أو را وايشان از عظمت ومهابت خدا ترسانند » .
وابن ماهيار وغير أو از حضرت باقر عليه السّلام روايت نمودهاند كه : چون اين آية را خواندند اشاره به سينهء خود فرمودند « 2 » .
مؤلف گويد كه : أكثر مفسران گفتهاند كه : اين آيات به رد قول جماعتى نازل شده است كه مىگفتند : ملائكة دختران خدايند « 3 » . پس مراد به عباد مكرمون ، ايشان خواهند بود .
واز زيارتها مانند زيارة جامعه وغير آن وبسيارى از دعاها وأحاديث معتبرهء ديگر ظاهر مىشود كه مراد ، ائمهاند « 4 » ؛ وبنابراين تأويل دو احتمال دارد :
أول آنكه : از براي نفى قول جماعتى باشد كه قايل بودند به الوهيّت حضرت أمير عليه السّلام وساير أئمة عليهم السّلام با آنكه زن وفرزند داشتند ، پس مراد به عباد مكرمون آنهايند كه ايشان گمان مىكردند كه رحمانند .
دوم آنكه : باز آية بر رد قول جمعى باشد كه ملائكة را فرزندان خدا دانند ، پس تنزيه خود نمود كه بلكه خدا را بندگان گرامى هستند كه برمىگزيند ايشان را وخليفهء خود مىگرداند ، واين معنى باعث نسبت فرزندى نمىشود ، وبنابراين ممكن است كه مراد خصوص أئمة عليهم السّلام باشد يا أعم از ايشان وساير مقرّبان از أنبياء وأوصياء وملائكة بوده باشد .
هامش
( 1 ) . آيات اين روايت ، آيات 26 - 28 سورهء أنبياء مىباشند .
( 2 ) . تأويل الآيات الظاهرة 1 / 327 - 328 .
( 3 ) . تفسير كشاف 3 / 112 ؛ تفسير بغوى 3 / 242 .
( 4 ) . كافى 8 / 231 - 232 ؛ عيون أخبار الرضا 2 / 273 ؛ تهذيب الأحكام 6 / 96 ؛ احتجاج 1 / 593 .