پس حمزه مرا با خود برد به خانهاى كه حضرت جعفر طيار در آنجا بود سلام كردم ونشستم واز مطلب من سؤال كرد وهمان جواب گفتم وتكليف شهادتين كرد ، بر زبان راندم .
پس جعفر برد مرا به خانهاى كه حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام در آنجا بود ، وبعد از سؤال وامر به شهادتين آن حضرت مرا به خانهاى بردند كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم تشريف داشتند ، سلام كردم ونشستم واز حاجت من سؤال نمودند وكلمهء شهادتين تلقين فرمودند ، وچون شهادتين گفتم فرمودند كه : اى أبو ذر ! به جانب وطن خود برو وتا رفتن تو پسر عمى از تو فوت شده خواهد بود كه بغير از تو وارثى نداشته باشد ، مال أو را بگير ونزد أهل وعيال خود باش تا امر نبوت ما ظاهر گردد آخر به نزد ما بيا .
چون أبو ذر به وطن خويش بازآمد پسر عمش فوت شده بود ومال أو را به تصرف در آورده مكث نمود تا هنگامى كه حضرت به مدينه هجرت نمود وامر اسلام رواج گرفت ودر مدينه به خدمت حضرت مشرف شد .
حضرت صادق عليه السّلام فرمود : اين بود خبر مسلمان شدن أبو ذر ، وخبر اسلام سلمان را كه شنيدهاى .
آن شخص پشيمان شد از اظهار دانستن اسلام سلمان واستدعا كرد كه : آن را نيز بفرمائيد ، حضرت نفرمود « 1 » .
وابن عبد البر كه از أعاظم علماى أهل سنت است در كتاب استيعاب از حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم روايت كرده است كه : أبو ذر در ميان امّت من بر زهد عيسى بن مريم است « 2 » ؛ وبه روايت ديگر شبيه عيسى بن مريم است در زهد « 3 » .
وأيضا روايت نمود كه حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام فرمود : أبو ذر علمي چند ضبط كرد كه
هامش
( 1 ) . كافى 8 / 297 ؛ روضة الواعظين 278 ودر آن فقط ذيل روايت كه فرمايش حضرت صادق عليه السّلام مىباشد ذكر نشده است .
( 2 ) . استيعاب 4 / 1655 ؛ أسد الغابة 6 / 97 .
( 3 ) . استيعاب 1 / 255 .