بسوى پادشاه عجم فرستاد ، وعمرو بن أمية را بسوى پادشاه حبشه فرستاد .
وشعرا ومداحان آن حضرت اين جماعت بودند : كعب بن مالك ، عبد اللّه بن رواحه ، حسان بن ثابت ، نابغهء جعدى ، كعب بن زهير ، قيس بن صرمه ، لبيد بن زبعرى ، أمية بن الصلت ، عباس بن مرداس ، طفيل غنوى ، كعب بن نمط ، مالك بن عوف ، قيس بن بحر اشجعى ، عبد اللّه بن حرب اسهمى ؛ بجير بن أبي سلمى ؛ أبو دهبل جمحى « 1 » .
وكلينى به سند معتبر از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده است كه : زن عثمان بن مظعون به خدمت حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم آمد وگفت : يا رسول اللّه ! عثمان روزها روزه مىدارد وشبها مشغول عبادت مىباشد ونزديك من نمىآيد . حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم غضبناك از خانه بيرون آمد ونعلين خود را به دست گرفته بود تا به خانهء عثمان آمد وأو را در نماز ديد ، چون عثمان آن جناب را ديد واز نماز فارغ شد به خدمت حضرت آمد ، حضرت به أو گفت : اى عثمان ! حق تعالى مرا به رهبانيّت نفرستاده است وليكن مرا با شريعت سهل وآسان فرستاده است ، روزه مىدارم ونماز مىگزارم وبا زنان خود نزديكى مىكنم ، پس هر كه فطرت ودين مرا خواهد بايد كه بر سنّت وطريقهء من باشد واز سنّت من است نكاح زنان « 2 » .
وأيضا به سند معتبر از آن حضرت روايت كرده است كه : چون عثمان بن مظعون به رحمت الهى واصل شد رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم بعد از وفات أو را بوسيد « 3 » .
وأيضا به سند معتبر از آن حضرت روايت كرده است كه : چون رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم با جنازهء عثمان بن مظعون مىرفت شنيد كه زنى مىگويد : گوارا باشد تو را بهشت اى أبو سايب . حضرت فرمود : چه مىدانى كه أو از أهل بهشت است همين بس است تو را كه بگويى أو خدا ورسول را دوست مىداشت . وچون إبراهيم فرزند آن حضرت مرغ روحش بسوى آشيان رحمت ورياض جنّت پرواز كرد حضرت فرمود : ملحق شو به
هامش
( 1 ) . مناقب ابن شهرآشوب 1 / 210 - 217 .
( 2 ) . كافى 5 / 494 .
( 3 ) . كافى 3 / 161 .