تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 1480

مساهمون:

ص١٤٨٠
امّ سلمه گفت كه : بلى آمده است وشكايت از شوهر خود مىنمايد كه نزديك أو نمىرود . پس آن زن از در در آمد وگفت : پدر ومادرم فداى تو باد ، شوهر من از من رو گردانيده است وبسوى من التفات نمىنمايد . حضرت فرمود كه : اى زن أحول ! بوى خوش خود را زيادة گردان شايد بسوى تو رغبت نمايد . آن زن گفت : هيچ بوى خوشى نگذاشتم مگر آنكه خود را به آن خوشبو گردانيدم ، وباز از من كناره مىكند . حضرت فرمود : نمىداند كه اگر رو به تو آورد چه ثوابها براي أو حاصل است . آن زن گفت : أو را چه ثواب هست به سبب رو آوردن بسوى من ؟ حضرت فرمود : بدرستى كه در وقتي كه متوجه تو مىگردد دو ملك أو را احاطه مىكنند ودر ثواب مانند كسى است كه شمشير كشيده باشد ودر راه خدا جهاد كند ، وچون مشغول مجامعت مىشود گناهان از أو فرو مىريزد مانند برگ كه از درختان ريزد ، پس چون غسل مىكند از گناهان بيرون مىآيد « 1 » . وبه سند معتبر ديگر از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده است كه : سه زن به خدمت حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم آمدند ويكى از ايشان گفت كه : شوهر من گوشت نمىخورد ، وديگرى گفت كه : شوهر من بوى خوش نمىكند ، وديگرى گفت كه : شوهرم با زنان نزديكى نمىكند . پس حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم از خانه بيرون آمدند ورداى مبارك را از غضب بر زمين مىكشيدند تا آنكه بر منبر بالا رفتند وبعد از حمد وثناى الهى فرمودند : چه چيز باعث شده است كه جمعى از أصحاب من گوشت نمىخورند وبوى خوش نمىبويند وبه نزد
هامش
( 1 ) . كافى 5 / 496 .