شيخ مفيد وشيخ طبرسى وقطب راوندى وديگران روايت كردهاند كه : حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم بعد از فتح مكة لشكرها به أطراف مكة فرستاد كه قبائل عرب را بسوى اسلام دعوت كنند وايشان را امر به قتال نفرمود .
پس غالب بن عبد اللّه را بسوى بنى مدلج فرستاد ، ايشان گفتند : ما بر تو نيستيم وبا تو نيستيم ! مردم گفتند : يا رسول اللّه ! جنگ كن با ايشان ، حضرت فرمود : ايشان سركرده وبزرگى دارند كه مرد عاقل فهميدهاى است وبسى آدم از بنى مدلج كه در راه خدا شهيد خواهد شد .
وعمرو بن أمية را بسوى قبيلهء بنى الدئل « 1 » فرستاد كه ايشان را به اسلام دعوت كند وايشان امتناع بسيار كردند ، صحابه گفتند : يا رسول اللّه ! با ايشان قتال كن ، فرمود : الحال بزرگ ايشان مىآيد ومسلمان مىشود وقومش مسلمان خواهند شد .
وعبد اللّه بن سهيل را بسوى بنى محارب فرستاد وايشان مسلمان شدند وعدهاى از ايشان به خدمت حضرت آمدند « 2 » .
وخالد بن وليد ملعون را بسوى بنى جذيمه فرستاد ، وقصهء أو را عامه وخاصه به طرق بسيار روايت كردهاند با اندك اختلافى « 3 » .
وابن بابويه وشيخ طوسي به سند صحيح ومعتبر از حضرت محمد باقر عليه السّلام روايت
هامش
( 1 ) . در مصدر « بنى الهذيل » آمده است .
( 2 ) . إعلام الورى 112 .
( 3 ) . ارشاد شيخ مفيد 1 / 139 ؛ إعلام الورى 112 - 113 ؛ مغازى 3 / 875 ؛ تاريخ طبري 2 / 164 ؛ كامل ابن أثير 2 / 255 .