تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 1021

مساهمون:

ص١٠٢١
كنى آن بسيارى را كه خدا فرمود كه عفو مىكنى وما را رسوا نمىكنى . پس ابن صوريا پرسيد : خواب تو چون است ؟ حضرت فرمود : چشمهاى من به خواب مىرود ودلم به خواب نمىرود . گفت : مرا خبر ده كه چرا گاهى فرزند با پدر شبيه است وگاهى با مادر ؟ فرمود : آب منى هر يك كه زيادتى مىكند فرزند به أو شبيه‌تر مىشود . گفت : راست گفتى ، مرا خبر ده كه كداميك از اعضاى فرزند از منى مرد بهم مىرسد وكدام از زن ؟ پس حضرت را غشى طارئ شد وبازآمد با روى سرخ وعرق از أو مىريخت ، واين حالتي بود كه آن حضرت را در وقت نزول وحى عارض مىشد ، پس فرمود : استخوان وپى ورگها از منى مرد است وگوشت وخون وناخن ومو از منى زن است . گفت : راست گفتى ، گفتار وكردار تو گفتار وكردار پيغمبران است . ومسلمان شد . وچون خواستند برخيزند بنى قريظة درآويختند در بنو نضير وگفتند : يا محمد ! برادران ما از بنو نضير پدر ما وايشان يكى است ودين ما وايشان يكى است وبر ما جور مىكنند وچون كسى از ما را مىكشند نمىگذارند كه ما قاتل را بكشيم وهفتاد وسق خرما دية مىدهند ، وچون ما از ايشان كسى را بكشيم قاتل را به عوض مىكشند وصد وچهل وسق خرما نيز مىگيرند ، واگر كشتهء ايشان زن باشد مرد ما را به عوض آن مىكشند وبه يك مرد ايشان دو مرد ما را مىكشند ، وبه عوض بندهء ايشان آزاد ما را مىكشند ، وجراحات ما را به نصف جراحات خود حساب مىكنند ؛ پس حق تعالى آيات رجم وقصاص را فرستاد « 1 » . واز وقايع سال چهارم نزول حكم تحريم خمر بود « 2 » . ودر اين سال حضرت تزويج نمود امّ سلمه را كه از نساء طاهرهء آن حضرت بود « 3 » .
هامش
( 1 ) . مجمع البيان 2 / 193 و 194 . ( 2 ) . التنبيه والاشراف 213 . ( 3 ) . تاريخ طبري 2 / 88 ؛ المنتظم 3 / 206 ؛ البداية والنهاية 4 / 92 .