تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 660

مساهمون:

ص٦٦٠
فرمودى همه واقع شد « 1 » . سى وششم - راوندى روايت كرده است كه : رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم در غزوهء ذات الرقاع مردى را ديد از قبيلهء محارب كه أو را عاصم مىگفتند وگفت : يا محمد ! آيا غيب مىدانى ؟ حضرت فرمود : غيب را بغير از خدا كسى نمىداند ، آن ملعون گفت : اين شتر خود را من دوست‌تر مىدارم از خداى تو ، حضرت فرمود كه : خدا از علم غيب خود مرا خبر داده است كه قرحه‌اى در پايين روى تو بهم خواهد رسيد وبه دماغ تو خواهد رسيد وبه همان قرحه به جهنم واصل خواهى شد ؛ چون برگشت به قبيلهء خود آن قرحه در ذقنش بهم رسيد وسرايت كرد به دماغش ومىگفت : راست گفت آن قرشي ، تا به جهنم واصل شد « 2 » . سى وهفتم - خاصه وعامه روايت كرده‌اند كه آن حضرت به عباس عمّ خود فرمود : واي بر فرزندان من از فرزند تو ، گفت : يا رسول اللّه ! اگر رخصت مىدهى خود را خصى كنم كه فرزند از من بهم نرسد ، حضرت فرمود : اين امرى است كه مقدّر شده است « 3 » . سى وهشتم - از طرق خاصه وعامه متواتر است كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم خبر داد كه : بنى اميّه هزار ماه پادشاهى خواهند كرد ، واز كفر وضلالت وبدعتهاى ايشان خبر داد « 4 » . سى ونهم - از طرق خاصه وعامه متواتر است كه آن حضرت خبر داد كه : نامه‌اى كه قريش نوشته بودند وپيمان بسته بودند بر عداوت بني هاشم ودورى ايشان ودر كعبه گذاشته بودند ارضه همه را ليسيده است وبغير نام خدا چيزى در آن نمانده است ، چنانكه بعد از اين مذكور خواهد شد « 5 » . چهلم - ابن قولويه وراوندى وابن شهرآشوب وديگران به طرق متعددة روايت
هامش
( 1 ) . رجوع شود به مناقب ابن شهرآشوب 1 / 154 وخرايج 1 / 105 وكافى 8 / 126 . ( 2 ) . خرايج 1 / 104 . ( 3 ) . من لا يحضره الفقيه 1 / 252 ؛ خرايج 1 / 106 . ( 4 ) . رجوع شود به كافى 4 / 159 و 8 / 222 ودلائل النبوة 6 / 510 . ( 5 ) . خرايج 1 / 85 و 86 ؛ سيرهء ابن هشام 2 / 377 ؛ حياة الحيوان الكبرى 1 / 30 .