زبير داد كه بريزد ، چون عبد اللّه بيرون آمد خون را خورد وبرگشت ، حضرت فرمود : گمان دارم كه خون را خوردى ، گفت : بلى ، رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم فرمود كه : پادشاه خواهى شد وواي بر مردم از تو وواي بر تو از مردم « 1 » .
بيست ويكم - از طريق شيعه وسنّى متواتر است كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم خبر داد كه : يكى از زنان من بر شترى سوار خواهد شد كه پشم روى آن شتر بسيار باشد وبه جنگ وصىّ من خواهد رفت وچون به منزل « حواب » برسد سگان آن منزل بر سر راه آن فرياد كنند ؛ وچون عايشه به جنگ أمير المؤمنين عليه السّلام رفت بر چنان شترى سوار شد وچون به حواب رسيد سگهاى حواب بر سر راهش فرياد كردند « 2 » .
بيست ودوم - از طريق خاصه وعامه متواتر است از امّ سلمه وغير أو كه عمار در مسجد حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم خشت مىآورد حضرت خاك از سينهء أو پاك كرد وفرمود كه : اى عمار ! تو را خواهند كشت گروهى كه بر امام زمان خروج كنند وستمكار باشند ؛ وفرمود : آخر خوراك تو در دنيا شربتى از شير خواهد بود « 3 » ؛ وهمه واقع شد .
بيست وسوم - از جانبين متواتر است كه : رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم در مجالس بسيار از شهادت أمير المؤمنين عليه السّلام خبر داد وفرمود كه : ريش تو از خون سر تو خضاب خواهد شد « 4 » ؛ وبه آن سبب آن حضرت خضاب نمىكرد وانتظار آن وعده مىكشيد .
بيست وچهارم - متواتر است كه رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم به أمير المؤمنين عليه السّلام گفت : يا علي ! زود باشد كه قتال كنى با سه طايفه : أول آنها كه با تو بيعت كنند وبيعت تو را بشكنند ، يعنى طلحه وزبير ؛ دوم آنها كه به جور وظلم بر تو خروج كنند ، يعنى معاوية وأصحاب أو ؛ سوم
هامش
( 1 ) . رجوع شود به خرايج 1 / 67 .
( 2 ) . رجوع شود به خرايج 1 / 67 والفتوح 2 / 455 و 457 ودلائل النبوة 6 / 410 - 411 والبداية والنهاية 6 / 217 والصواعق المحرقة 184 .
( 3 ) . رجوع شود به خرايج 1 / 124 وأسد الغابة 4 / 127 ومناقب خوارزمي 124 ومستدرك حاكم 3 / 435 .
( 4 ) . خرايج 1 / 122 ؛ دلائل النبوة 6 / 438 - 439 ؛ أسد الغابة 4 / 109 و 110 ؛ الصواعق المحرقة 191 ؛ مستدرك حاكم 3 / 152 و 153 .