همسايگان بدهيد ، وبعد از آن خورديم آن قدر كه سير شديم وآب سرد بر بالايش خورديم ، پس گفت : يا علي ! اين از جملهء آن نعيم است كه خدا فرموده در روز قيامت از آن سؤال خواهند كرد ، يا علي ! براي جماعتى كه حاضر نيستند يعنى فاطمه وحسن وحسين بردار . وبعد از آن آن درخت خرما پيوسته ميوه مىآورد وتبرّك به آن مىجستيم وآن را « نخلة الجيران » مىگفتيم تا آنكه در سال حرّه كه يزيد حكم به قتل أهل مدينه كرد آن درخت در آن فتنه بريده شد « 1 » .
هشتاد وششم - ابن شهرآشوب روايت كرده است كه : عامر بن كريز در روز فتح مكة پسر خود عبد اللّه را به خدمت آن حضرت آورد وآن پنجماهه يا ششماهه بود وگفت : يا رسول اللّه ! كامش را بردار ، حضرت فرمود : چنين طفلى را كأم برنمىدارند ، پس أو را گرفت وآب دهان مبارك خود را در دهان أو انداخت وأو فرو برد از روى خواهش ، حضرت فرمود كه : خدا أو را آب روزى خواهد كرد ، پس أو به بركت آن حضرت چنان بود كه هر زمينى را متوجه مىشد البتة آب از آن بيرون مىآورد ومزارع وقنوات أو مشهورند « 2 » .
هامش
( 1 ) . مناقب ابن شهرآشوب 1 / 161 به نقل از امالى شيخ طوسي .
( 2 ) . مناقب ابن شهرآشوب 1 / 179 . ونيز رجوع شود به دلائل النبوة 6 / 225 .