تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 456

مساهمون:

ص٤٥٦
واظهار شفقت بر أو نمود وگفت : خداوندا ! پسر من از أهل من است ، پس خدا براي تسلّى أو فرمود : أو از أهل تو نيست بدرستى كه أو صاحب عمل ناشايست است ، ومحمد صلّى اللّه عليه وآله وسلّم چون دانست كه قوم أو دشمن حقّند شمشير انتقام بر ايشان كشيد ورقّت خويشاوندى در نيافت أو را ونظر شفقت بسوى ايشان نكرد چون ايشان را دشمن خدا دانست . يهودي گفت كه : نوح نفرين كرد بر قوم خود وبراي نفرين أو آب بىاندازه از آسمان فرو ريخت وقوم أو غرق شدند . حضرت فرمود : چنين بود وليكن دعاى نوح دعاى غضب بود ومحمد صلّى اللّه عليه وآله وسلّم براي رحمت بر قوم خود دعا كرد وآب بىاندازه از آسمان به رحمت امّت نازل شد ، وآن قصه چنان بود كه چون رسول خدا بسوى مدينه هجرت نمود وأهل مدينه در روز جمعه به خدمت آن حضرت آمده گفتند : يا رسول اللّه ! باران آسمان از ما حبس شده است ودرختها زرد وبرگها ريخته است ، پس دست مبارك بسوى آسمان بلند كرد چنانكه سفيدى زير بغل أو نمودار شد ودر آن وقت هيچ ابر در آسمان نبود ، هنوز از جاى خود حركت نكرده بود كه باران روان شد به حدّى كه مردم خود را به سختى به خانه‌ها رسانيدند وهفت روز متّصل باريد ؛ پس در جمعهء دوم آمدند وگفتند : يا رسول اللّه ! خانه‌هاى ما خراب شد وراه قافله‌ها مسدود شد ، حضرت تبسّم نمود وفرمود : فرزند آدم چنين زود از نعمت ملال مىيابد ، پس گفت : خداوندا ! بر حوالي ما بباران وبر ما مباران ، خداوندا ! بباران در محلّ روئيدن گياهها وچراگاه حيوانات ؛ پس در همان ساعت باران از مدينه قطع شد وبر أطراف مدينه مىباريد ودر مدينه يك قطره نمىباريد براي كرامت آن حضرت نزد خدا . يهودي گفت : خدا براي هود عليه السّلام به باد انتقام از دشمنان أو كشيد . حضرت فرمود : چنين بود وليكن براي محمد صلّى اللّه عليه وآله وسلّم از اين بهتر عطا كرد ، در روز خندق بادي فرستاد كه سنگريزه‌ها با آن بود ولشكرها از ملائكة فرستاد كه آنها را نمىديدند ، پس معجزهء محمد صلّى اللّه عليه وآله وسلّم دو زيادتى بر معجزهء هود عليه السّلام داشت : أول آنكه هشت هزار ملك با آن حضرت همراه بودند ، دوم آنكه باد هود غضب بود بر قوم عاد وباد محمد صلّى اللّه عليه وآله وسلّم باد رحمت بود كه مسلمانان نجات يافتند وبه كافران آسيبى نرسيد چنانكه
حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 456 | العلامة المجلسي