تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 452

مساهمون:

ص٤٥٢
گفت : خداوندا ! بلا را از ايشان دور گردان . پس فراوانى ونعمت ورفاهيت بسوى ايشان عود كرد چنانكه حق تعالى فرموده است كه
فَلْيَعْبُدُوا رَبَّ هذَا الْبَيْتِ . الَّذِي أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَآمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ
« 1 » « پس بايد عبادت كنند پروردگار اين خانهء كعبه را كه طعام داد ايشان را از گرسنگى وأمان بخشيد ايشان را از بيم » . وامّا طمس أموال قوم فرعون كه أموال ايشان همه سنگ شد ، مثل اين معجزه براي حضرت محمد صلّى اللّه عليه وآله وسلّم وعلي عليه السّلام شد وآن چنان بود كه مرد پيرى با پسرش به خدمت حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم آمدند وآن مرد پير مىگريست ومىگفت : يا رسول اللّه ! اين فرزند من است ومن اين را در طفوليت تربيت كرده‌ام وعزيز داشتم ومالهاى خود را صرف أو كردم ، الحال كه قوى شده ومال بهم رسانيده وقوّت ومال من برطرف شده است به قدر قوت ضروري به من نمىدهد . حضرت به آن پسر گفت : چه مىگوئى ؟ گفت : يا رسول اللّه ! من زيادة از قوت خود وعيال خود ندارم كه به أو بدهم . حضرت به پدر گفت كه : چه مىگوئى ؟ گفت : يا رسول اللّه ! انبارها از گندم وجو وخرما ومويز دارد وبدره‌ها وكيسه‌ها از طلا ونقره دارد ومال بسيار دارد . پسر گفت : يا رسول اللّه ! اينها كه مىگويد من ندارم . حضرت فرمود كه : ما در اين ماه قوت أو را مىدهيم ، تو در ماههاى ديگر بده . پس حضرت اسامة را گفت كه : صد درهم به اين مرد پير بده كه در اين ماه صرف نفقهء خود وعيال خود كند . چون سر ماه ديگر شد باز آن مرد پير پسر خود را به خدمت آن حضرت آورد وشكايت كرد وباز پسر گفت : من هيچ ندارم . حضرت فرمود كه : دروغ مىگوئى ومال بسيار دارى ، امّا امروز كه به شب مىرسد از
هامش
( 1 ) . سورهء قريش : 3 و 4 .
حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 452 | العلامة المجلسي