فرمود : بر اينها كه گفتيد كسى جز خدا قادر نيست .
گفتند : اى محمد ! اگر راست مىگوئى كه بر اينها بغير از خداى تو كسى قادر نيست پس بگو ما را به اين بلاها مبتلا كند تا ما از هبل سؤال كنيم ما را شفا دهد وبدانى كه هبل شريك پروردگار توست .
پس جبرئيل فرود آمد وگفت : اى محمد ! تو بر بعضي نفرين كن وعلى بر بعضي تا من ايشان را مبتلا كنم ؛ پيغمبر صلّى اللّه عليه وآله وسلّم بيست نفر را نفرين كرد وحضرت أمير عليه السّلام ده نفر را ودر همان ساعت مبتلا شدند به خوره وپيسى وكورى وفالج ولقوه ودستها وپاهايشان جدا شد ودر بدنشان هيچ عضو صحيح نماند مگر زبان وگوشهاى ايشان ، پس ايشان را به نزد هبل بردند ودعا كردند كه ايشان را شفا دهد وگفتند : محمد وعلى بر اين جماعت نفرين كردند وچنين شدند ، پس تو ايشان را شفا ده ، پس به قدرت خدا هبل ايشان را صدا كرد كه : اى دشمنان خدا ! من قدرت بر هيچ امر ندارم وسوگند مىخورم بآن خداوندى كه محمد را بسوى جميع خلق فرستاده است وأو را بهتر از همهء پيغمبران گردانيده است كه اگر نفرين كند بر من كه جميع أعضاء واجزاى من از هم بريزد واجزاى مرا باد به أطراف جهان پراكنده كند كه اثرى از من نماند وبزرگترين اجزاى من به قدر صد يك خردلى شود هرآينه خدا چنين خواهد كرد .
چون اين سخن را از هبل شنيدند واز أو نااميد گرديدند بسوى آن حضرت دويدند واستغاثه كردند وگفتند : اى محمد ! اميد ما از غير تو بريده شد ، به فرياد ما برس وخداى خود را بخوان كه أصحاب ما را از اين بلاها نجات بخشد وعهد مىكنيم كه ديگر ايشان ايذاى تو نكنند .
پس بيست نفر را كه رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم بر ايشان نفرين كرده بود آوردند ونزد آن حضرت بازداشتند وآن ده نفر ديگر را به نزد أمير المؤمنين عليه السّلام بازداشتند ، پس محمد صلّى اللّه عليه وآله وسلّم وعلي عليه السّلام گفتند به آنها كه : چشمهاى خود را بپوشيد وبگوئيد : خداوندا ! به جاه محمد وعلى وآل طيّبين ايشان سوگند مىدهيم تو را كه ما را عافيت بخشي .
چون اين بگفتند همه صحيح ونيكوتر از آنچه بودند شدند وآن سى نفر با بعضي از
حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 444
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٤٤٤