چهاردهم آنكه : ختنه كرده وناف بريده متولد شد وهرگز محتلم نشد .
پانزدهم آنكه : آنچه از آن حضرت جدا مىشد بوى مشك از آن ساطع بود وكسى آن را نمىديد ، وزمين از جانب خدا مأمور بود كه فرو برد آن را .
شانزدهم آنكه : بر هر دابّهاى كه آن حضرت سوار مىشد آن دابّه پير نمىشد .
هفدهم آنكه : در قوّت ، كسى با آن حضرت مقاومت نمىتوانست كرد .
هجدهم آنكه : همهء مخلوقات رعايت حرمت آن حضرت مىكردند وبر هر سنگ ودرخت كه مىگذشت كج مىشدند وبر آن حضرت سلام مىكردند ، ودر طفوليت ماه گهوارهء آن حضرت را مىجنبانيد ، ومگس وجانوران ديگر بر آن حضرت نمىنشستند .
نوزدهم آنكه : اگر بر زمين نرم راه مىرفت جاى پايش بر زمين نمىماند وگاه بر سنگ سخت راه مىرفت واثر پايش مىماند .
بيستم آنكه : حق تعالى مهابتى از آن حضرت در دلها افكنده بود كه با آن تواضع وشكستگى وشفقت ومرحمت ، كسى درست بر روى مباركش نظر نمىتوانست كرد ، وهر كافر ومنافقى كه آن حضرت را مىديد از بيم بر خود مىلرزيد ، ودر دو ماه رعب أو در دلهاى كافران اثر مىكرد « 1 » .
مؤلف گويد كه : هر يك از اينها مفصلا در أبواب آتيه بيان خواهد شد .
ودر حديث معتبر از حضرت امام رضا عليه السّلام منقول است كه : حضرت امام زين العابدين عليه السّلام چون قرائت قرآن مىنمود بسيار بود كه جمعى كه از آن راه مىگذشتند از خوشى آواز آن حضرت مدهوش مىشدند ، واگر امام خوشى آواز خود را براي مردم ظاهر گرداند هيچكس تاب شنيدن آن نياورد .
راوي عرض كرد : پس چگونه حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم با مردم نماز مىكرد وصدا به تلاوت قرآن بلند مىكرد ومردم تاب مىآوردند ؟
فرمود كه : آن حضرت آن قدر از حسن صوت خود ظاهر مىكرد كه مردم تاب
هامش
( 1 ) . مناقب ابن شهرآشوب 1 / 165 - 168 با اندكى تفاوت .