از حضرت امام محمد باقر عليه السّلام منقول است كه : ولادت حضرت يحيى عليه السّلام بعد از بشارت حضرت زكريا عليه السّلام به پنج سال شد « 1 » .
قالَ رَبِّ اجْعَلْ لِي آيَةً قالَ آيَتُكَ أَلَّا تُكَلِّمَ النَّاسَ ثَلاثَ لَيالٍ سَوِيًّا
« گفت : خداوندا ! براي من علامتي قرار ده كه بدانم چه وقت خواهد شد ؟ فرمود : علامت تو آن است كه نتوانى سخن گفت با مردم سه شب در حالي كه صحيح باشى ولآل نباشى وعلّتى نداشته باشى » .
ودر چند حديث معتبر از حضرت صادق عليه السّلام منقول است كه : چون زكريا را در آن وقت علم بهم نرسيد كه آن ندا از جانب حق تعالى است واحتمال مىداد كه از جانب شيطان باشد ، از خدا آيتي وعلامتي طلبيد كه حقّيّت آن وعده براي أو ظاهر گردد ، پس حق تعالى وحى فرمود به أو كه : آيت تو آن است كه بىآزارى وعلّتى سه روز با كسى سخن نتوانى گفت ، چون اين حالت أو را حادث شد دانست كه آن ندا از جانب خدا بوده است ودر آن سه روز سخنى كه با مردم مىگفت اشاره به سر مىكرد « 2 » .
فَخَرَجَ عَلى قَوْمِهِ مِنَ الْمِحْرابِ فَأَوْحى إِلَيْهِمْ أَنْ سَبِّحُوا بُكْرَةً وَعَشِيًّا
« پس بيرون آمد بر قوم خود از محراب نماز - يا از غرفهء خود - پس اشاره كرد بسوى ايشان كه تنزيه كنيد وتسبيح بگوئيد خداى خود را - يا نماز كنيد براي أو - در بامداد وپسين » .
وگفتهاند كه : هر روز از غرفهء خود در وقت نماز صبح وخفتن بيرون مىآمد واذان مىگفت وبني إسرائيل با أو نماز مىكردند ، چون وقت وعدهء خدا رسيد ونتوانست با مردم سخن بگويد در وقت مقرر بيرون آمد وبه اشاره آنها را اعلام كرد به نماز ، پس دانستند كه وقت شده است كه زنش حامله شود ، وسه روز بر اين حال بود كه با كسى سخن نمىتوانست گفت وتسبيح ودعا ونماز مىتوانست نمود « 3 » .
يا يَحْيى خُذِ الْكِتابَ بِقُوَّةٍ وَآتَيْناهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا
تقدير كلام آن است كه : پس يحيى
هامش
( 1 ) . مجمع البيان 3 / 505 .
( 2 ) . قصص الأنبياء راوندى 216 .
( 3 ) . مجمع البيان 3 / 505 .