تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 741

مساهمون:

ص٧٤١
يُرِيدُ أَنْ يَنْقَضَّ فَأَقامَهُ
« 1 » « پس رفتند تا رسيدند به أهل قريه‌اى - كه گفته‌اند كه : آن أنطاكية بود يا ايله بصره يا باجروان ارمينه « 2 » - وطعام طلبيدند از أهل آن قريه ، پس ابا كردند از آنكه ايشان را ضيافت كنند ، پس يافتند در آن قريه ديوارى را كه مىخواست خراب شود يعنى مشرف بر خرابى بود ، پس خضر ديوار را برپا داشت - به ساختن آن يا به عمودى كه به آن متصل كرد يا آنكه دست به ديوار كشيد به اعجاز أو درست ايستاد - » .
قالَ لَوْ شِئْتَ لَاتَّخَذْتَ عَلَيْهِ أَجْراً
« 3 » « موسى گفت : اى كاش اگر مىخواستى مزدى براي ديوار ساختن از أهل اين قريه مىگرفتى كه ما به آن شام مىكرديم ، يا آنكه كناية گفت كه : كار عبثى كردى كه مزدى ندارد » .
قالَ هذا فِراقُ بَيْنِي وَبَيْنِكَ سَأُنَبِّئُكَ بِتَأْوِيلِ ما لَمْ تَسْتَطِعْ عَلَيْهِ صَبْراً
« 4 » « خضر گفت : اين هنگام جدائى من وتوست وبزودى تو را خبر دهم به تأويل آنچه ديدى كه بر آن صبر نتوانستى كرد » .
أَمَّا السَّفِينَةُ فَكانَتْ لِمَساكِينَ يَعْمَلُونَ فِي الْبَحْرِ فَأَرَدْتُ أَنْ أَعِيبَها وَكانَ وَراءَهُمْ مَلِكٌ يَأْخُذُ كُلَّ سَفِينَةٍ غَصْباً
« 5 » « امّا كشتى پس بود از محتاج ومسكينى چند كه كار مىكردند در دريا ، پس خواستم كه آن كشتى را معيوب كنم ، ودر پيش روى ايشان يا در عقب ايشان پادشاهى بود كه هر كشتى درست را به غصب مىگرفت ، از براي آن معيوب كردم كه أو به غصب نگيرد » .
وَأَمَّا الْغُلامُ فَكانَ أَبَواهُ مُؤْمِنَيْنِ فَخَشِينا أَنْ يُرْهِقَهُما طُغْياناً وَكُفْراً
« 6 » « وامّا آن پسر ، پدر ومادر أو مؤمن بودند ، ترسيديم كه فراگيرد ايشان را از طغيان وكفر ، واذيت به ايشان
هامش
( 1 ) . سورهء كهف : 77 . ( 2 ) . بحار الأنوار 13 / 284 ، ودر آن بجاى « ايله » ، « ابلّه » آمده است . ( 3 ) . سورهء كهف : 77 . ( 4 ) . سورهء كهف : 78 . ( 5 ) . سورهء كهف : 79 . ( 6 ) . سورهء كهف : 80 .
حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 741 | العلامة المجلسي