نماز است ، پس نشستند تا از نماز فارغ شد وبر ايشان سلام كرد « 1 » .
در بعضي روايات مذكور است كه حق تعالى وحى به موسى عليه السّلام كرد كه : هر جا آن ما هي ناپيدا شود ، خضر در آنجا است ، موسى عليه السّلام به يوشع گفت كه : هر وقت ما هي را نيابى مرا خبر كن « 2 » .
فَلَمَّا بَلَغا مَجْمَعَ بَيْنِهِما
« پس چون رسيدند موسى ويوشع به مجمع دو دريا » ،
نَسِيا حُوتَهُما
« فراموش كردند - يا ترك نمودند - ما هي خود را » موسى أحوال ما هي را نپرسيد ويوشع به موسى نگفت ،
فَاتَّخَذَ سَبِيلَهُ فِي الْبَحْرِ سَرَباً
« 3 » « پس گرفت ما هي راه خود را در دريا وبه ميان آب رفت » .
وبعضي گفتهاند كه : موسى عليه السّلام به خواب رفت وما هي به اعجاز آن حضرت زنده شد وبه آب رفت « 4 » .
وبعضي گفتهاند : يوشع وضو ساخت وآب وضوى أو به ما هي رسيد وزنده شد برجست وداخل آب شد « 5 » .
فَلَمَّا جاوَزا قالَ لِفَتاهُ آتِنا غَداءَنا لَقَدْ لَقِينا مِنْ سَفَرِنا هذا نَصَباً
« 6 » « پس چون گذشتند از مجمع البحرين ، موسى گفت به رفيق خود : بياور به نزد ما چاشت ما را بتحقيق كه رسيد به ما از اين سفر مشقتى وواماندگى » .
قالَ أَ رَأَيْتَ إِذْ أَوَيْنا إِلَى الصَّخْرَةِ فَإِنِّي نَسِيتُ الْحُوتَ وَما أَنْسانِيهُ إِلَّا الشَّيْطانُ أَنْ أَذْكُرَهُ وَاتَّخَذَ سَبِيلَهُ فِي الْبَحْرِ عَجَباً
« 7 » يوشع گفت : « آيا ديدى كه چه شد در وقتي كه نزد آن سنگ قرار گرفتيم ، پس من فراموش كردم امر ما هي را به تو بگويم - يا ترك كردم
و
هامش
( 1 ) . تفسير قمى 2 / 37 .
( 2 ) . تفسير فخر رازي 21 / 145 .
( 3 ) . سورهء كهف : 61 .
( 4 ) . تفسير بيضاوى 3 / 27 .
( 5 ) . مجمع البيان 3 / 481 ؛ تفسير فخر رازي 21 / 146 .
( 6 ) . سورهء كهف : 62 .
( 7 ) . سورهء كهف : 63 .