گفت : ملك موتم .
حضرت إبراهيم عليه السّلام گفت : مىتوانى خود را به من بنمائى به آن صورتي كه به آن صورت قبض روح مؤمن مىكنى ؟
گفت : بلى ، رو از من بگردان .
پس حضرت إبراهيم عليه السّلام رو از أو گردانيد ، وچون نظر كرد جوانى ديد خوش صورت وخوش جامه ونيكو شمايل وخوشبو ، پس گفت : اى ملك موت ! اگر مؤمن نبيند بغير حسن وجمال تو را ، بس است أو را . پس گفت : آيا مىتوانى خود را به من بنمائى به آن صورت كه فاجران را قبض روح مىنمائى ؟
گفت : طاقت ديدن آن را ندارى .
حضرت إبراهيم عليه السّلام گفت : طاقت دارم .
ملك موت گفت : رو از من بگردان ، پس چون نظر كرد مردى سياه ديد كه موهايش راست ايستاده در نهايت بدبوئى با جامههاى سياه ، واز دهان وسوراخهاى بيني أو آتش ودود بيرون مىآيد .
پس حضرت إبراهيم بيهوش شد وچون به هوش بازآمد ملك موت به صورت أول برگشته بود ، گفت : اى ملك موت ! اگر فاجر نبيند مگر همين صورت تو را ، بس است براي عذاب أو « 1 » .
وبه سند معتبر از حضرت صادق عليه السّلام منقول است كه : حق تعالى وحى نمود بسوى حضرت إبراهيم عليه السّلام كه : زمين شكايت كرد بسوى من حياى از ديدن عورت تو را ، پس ميان عورت خود وزمين حجابى قرار ده ، پس زير جامهاى براي خود ساخت كه تا زانوهاى أو بود « 2 » .
هامش
( 1 ) . عوالي اللئالي 1 / 274 ؛ المحجة البيضاء 8 / 259 ؛ احياء علوم الدين 4 / 493 .
( 2 ) . علل الشرايع 585 .