آزر گفت : اى پدر ! چرا مىپرستى چيزى را كه نه مىشنود ونه مىبيند وهيچ فايده تو را نمىبخشد ، اى پدر ! بدرستى كه آمده است مرا از علم آنچه نيامده است تو را ، پس متابعت كن مرا تا هدايت كنم تو را به راه راست ، اى پدر ! عبادت شيطان مكن بدرستى كه شيطان بود براي رحمان بسيار معصيتكننده ، اى پدر ! مىترسم كه مس كند تو را عذابي از جانب خداوند رحمان پس بوده باشى ولىّ شيطان » « 1 » .
هشتم : بدى را به نيكى دفع كردن ؛ « در هنگامى كه آزر به أو گفت : آيا نمىخواهى تو خدايان ما را اى إبراهيم ؟ ! اگر ترك نكنى اين را البتة تو را سنگسار كنم واز من دور شو زماني بسيار ، پس أو در جواب گفت : بزودى طلب آمرزش كنم از براي تو از خداى خود ، بدرستى كه أو نسبت به من مهربان است ونيكوكار » « 2 » .
نهم : توكل ؛ چنانچه گفت : « آنچه مىپرستيد شما وپدران گذشتهء شما پس همه دشمن منند مگر خداوند عالميان كه مرا خلق كرده است ، پس أو مرا هدايت مىكند وأو مرا طعام مىدهد وآب مىدهد ، وچون بيمار مىشوم پس أو مرا شفا مىدهد ، وآن كه مرا مىميراند پس در قيامت زنده مىگرداند ، وآن كه طمع دارم كه بيامرزد گناه مرا در روز جزا » « 3 » .
دهم : حكم ومنسوب شدن به صالحان ؛ چنانچه گفت : « پروردگارا ! ببخش به من حكمي وملحق گردان مرا به صالحان » « 4 » كه رسول خدا وائمهء طاهرين عليهم السّلاماند ، وگفت :
« بگردان براي من لسان صدقي در پسينيان » « 5 » يعنى : ذكر خيرى ، ومراد از لسان صدق ، حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام است چنانچه خدا در جاى ديگر فرموده است
وَجَعَلْنا لَهُمْ لِسانَ صِدْقٍ عَلِيًّا
« 6 » .
هامش
( 1 ) . سورهء مريم : 42 - 45 .
( 2 ) . سورهء مريم : 46 - 47 .
( 3 ) . سورهء شعراء : 75 - 82 .
( 4 ) . سورهء شعراء : 83 .
( 5 ) . سورهء شعراء : 84 .
( 6 ) . سورهء مريم : 50 .