روح دميدند « 1 » .
ودر حديث معتبر ديگر پرسيد كه : آن دميدن چگونه بود ؟
فرمود : روح متحرك است مانند باد ؛ وبراي اين آن را روح مىگويند كه نامش از ريح مشتق است ، وروح مجانس ريح است ؛ واز براي اين آن را به خود نسبت داد زيرا كه آن را برگزيد بر ساير أرواح ، همچنانكه برگزيد خانهاى از خانهها را وفرمود كه : « خانهء من » « 2 » ، وپيغمبرى از پيغمبران را وفرمود : « خليل من » « 3 » ، وأمثال اينها ، وهمهء اينها آفريده شده وساخته شده وحادثند ، وترتيب كرده شدهاند « 4 » .
ودر حديث ديگر از حضرت صادق عليه السّلام منقول است كه : مراد از روح در اين آية قدرت است « 5 » .
وبه سند معتبر ديگر از آن حضرت منقول است كه از تفسير اين آية پرسيدند از آن حضرت ، فرمود : حق تعالى خلقي آفريد وروحي آفريد ، پس امر كرد ملكي را كه آن روح را در أو دميد ، واينها هيچ قدرت خدا را كم نمىكند زيرا كه همه از قدرت اوست « 6 » .
وبدان كه حق تعالى در يك جاى قرآن مجيد فرموده است : « به يادآور آن وقتي را كه گفتيم به ملائكة كه : سجده كنيد از براي آدم ، پس سجده كردند مگر إبليس كه ابا كرد وتكبر نمود وبود از جملهء كافران » « 7 » .
ودر جاى ديگر فرموده است : « بتحقيق كه شما را - يعنى پدر شما را - خلق كرديم وصورت أو را درست كرديم پس گفتيم به ملائكة كه : سجده كنيد آدم را ، پس كردند سجده مگر شيطان كه نبود از سجده كنندگان .
هامش
( 1 ) . توحيد شيخ صدوق 170 .
( 2 ) . سورهء بقره : 125 .
( 3 ) . اشاره است به آيهء 125 سورهء نساء .
( 4 ) . توحيد شيخ صدوق 171 .
( 5 ) . تفسير عياشى 2 / 241 .
( 6 ) . تفسير عياشى 2 / 241 .
( 7 ) . سورهء بقره : 34 .