يازدهم بود ، پس از دريافت نامهاى از امام زمان عليه السّلام بر طرف شد . « 1 »
در اين زمينه روايات ديگرى نيز وارد شده است . « 2 » از جمله روايتى است حاوى توقيعى كه حضرت مهدى عليه السّلام در آن ، ضمن اثبات وجود مقدس خود در برابر شكّاكان ، به پارهاى مسائل فقهى پاسخ داده است . « 3 » چنان كه پيشتر اشاره كرديم ، نوّاب خاص با اين كه بر اثبات وجود امام دوازدهم اصرار داشتند ، از شيعيان مىخواستند كه دربارهء شناخت مشخصات آن حضرت اصرار نورزند و اين رويّه ، به دليل حفظ امنيّت امام عليه السّلام اتخاذ شده بود .
ج : سازماندهى وكلا
سياست تعيين وكيل به منظور ادارهء امور نواحى مختلف و ايجاد رابطه ميان شيعيان و امامان ، حد اقل از زمان امام كاظم عليه السّلام به اين سو معمول بود . پس از آغاز غيبت ، تماس مستقيم وكلا با امام قطع شد و به جاى آن ، محور ارتباط ، نايب خاصى شد كه آن حضرت تعيين فرموده بود . مناطق شيعهنشين تا حدّى مشخص بود و بنا به ضرورت ، در هر منطقه وكيلى تعيين مىشد ؛ چنان كه گاهى تعدادى از آنها كه در مناطق كوچكترى انجام وظيفه مىكردند ، تحت سرپرستى وكيل ديگرى قرار مىگرفتند كه پيش از غيبت از طرف امام وقت و در زمان غيبت به وسيلهء نايب خاص براى آنان تعيين مىشد . اين وكلا اموالى را كه بابت وجوه شرعى از مردم مىگرفتند به طرق گوناگون پيش نايب خاص در بغداد مىفرستادند و آنها نيز وجوه رسيده را طبق دستور حضرت ولى عصر عليه السّلام در موارد معين مصرف مىكردند .
در مواردى امكان داشت برخى از وكلا براى يك بار به ملاقات امام زمان عليه السّلام شرفياب شوند ، چنان كه محمد بن احمد قطّان ، از وكلاى ابو جعفر نايب دوم ، به ملاقات آن حضرت نائل شد . « 4 » ولى اين ملاقاتهاى بسيار نادر ، به هيچ وجه به معناى ارتباط مستقيم آنان با امام نبود بلكه معمولا با اشراف نايب خاص انجام مىگرفت . به
هامش
( 1 ) . الكافى ، ج 1 ، ص 518
( 2 ) . همان ، صص 518 - 519
( 3 ) . همان ، ص 176
( 4 ) . كمال الدين ، ص 442