ب : رفع شك و ترديدهاى موجود دربارهء حضرت مهدى عليه السّلام
يكى از اقدامات حساس نواب خاصه آن بود كه شك و ترديدهاى موجود دربارهء وجود مقدس امام زمان عليه السّلام را از ميان بردارند . اين تلاشها بيشتر در دوران نايبان اول و دوم انجام شد و پس از آن نيز تا پايان غيبت صغرا مسائلى در اين زمينه مطرح مىشد .
در ميان توقيعاتى كه هم اكنون از آن حضرت در دست است ، تعدادى دربارهء همين مسأله است . به نقل از شيخ طوسى ، در ميان ابن ابى غانم قزوينى و جماعتى از شيعيان بحثى درگرفت ؛ او اصرار مىورزيد كه امام يازدهم فرزندى نداشته است . به ناچار شيعيان نامهاى به « ناحيهء مقدسه » فرستاده و از حضرت بقية اللّه عليه السّلام جواب خواستند تا بدين وسيله به بحث و جدل در اين باره فيصله داده شود . در جواب ، نامهاى به خط آن حضرت صادر شد كه در آن ضمن مرورى بر اصل مسأله امامت و ولايت و اشاره به ائمه پيشين ، چنين آمده بود :
« گمان مىبريد كه خدا پس از امام يازدهم دينش را باطل ساخته و رابطه ميان خود و مردم را قطع كرده است ؟ نه ، چنين نيست و تا قيام قيامت نيز چنين نخواهد بود . »
به دنبال آن دربارهء ضرورت غيبت و لزوم مخفى ماندن آن حضرت از چشم ستمكاران مطالبى در توقيع مزبور عنوان شده است . « 1 »
روايت ديگرى ، از توقيع نسبتا مفصلى حكايت دارد كه پس از ادعاى جانشينى امام عسكرى عليه السّلام از طرف برادرش جعفر از ناحيهء مقدسه صادر شد و در آن نيز ضمن مرورى بر مسأله امامت ائمه هدى عليهم السّلام و علم و عصمت آنان و اشاره به ناآگاهى جعفر از حلال و حرام و عدم تشخيص حق از باطل و محكم از متشابه ، سؤال شده است كه ، وى در چنين شرايطى چگونه مدعى امامت شده است ؟ « 2 »
ترديد محمد بن ابراهيم بن مهزيار در اين زمينه كه پدرش از وكلاى امام
هامش
( 1 ) . همان ، صص 173 - 174
( 2 ) . همان ، صص 174 - 176