« إيّاك أن تبحث عن هذا ، فإنّ عند القوم إنّ هذا النّسل انقطع » . « 1 »
هرگز از اين موضوع سؤال نكن ؛ زيرا اين قوم ( حكومت ) بر اين باورند كه رشته اين نسل ، قطع شده است .
از اين روايت به خوبى مىتوان فهميد عباسيان هنگامى كه اطمينان يافتند امام عسكرى عليه السّلام فرزندى ندارد ، خود را از پىگيرى اين امر راحت ساختند و اين به نفع امام عليه السّلام و شيعيان تمام شد .
در يكى از توقيعات كه در طول غيبت صغرا از طرف حضرت ولى عصر عليه السّلام صادر شده ، آمده است : ملعون است كسى كه نام مرا در محافل بر زبان آورد . « 2 »
اين امر حتى از زمان امام هادى عليه السّلام مطرح بوده و به دستور آن حضرت مقرر شده بود كه تنها گفته شود : الحجّة من آل محمد عليه السّلام . « 3 »
شيخ صدوق اعتقاد صريح خود را داير بر عدم جواز تسميه ، حتى پس از ذكر روايت معروف « لوح » بيان داشته است . « 4 »
اربلى پس از اشاره به روايات نهى از تسميهء حضرت مهدى و تصريح به كنيه آن وجود مقدس مىگويد : شيعيان در دوران غيبت اول ( صغرا ) از آن حضرت به « ناحيهء مقدسه » تعبير مىكردند و اين رمزى بود كه شيعيان با آن ، آن حضرت را مىشناختند . رمز ديگر كلمهء « غريم » بود كه مقصودشان از اين كلمه نيز آن حضرت بود . سپس اضافه مىكند : تعجب از شيخ طوسى « 5 » و مفيد است كه پس از تأكيد بر حرمت تسميه و ذكر كنيهء امام مهدى عليه السّلام مىگويند : « اسمه اسم النبى صلّى اللّه عليه و آله و كنيته كنيته » و آنگاه گمان مىبرند كه نام و كنيه آن حضرت را فاش نساختهاند ! من بر آنم كه اين رويّه ، به دليل تقيّه بوده و در زمانى مطرح بوده است كه آن حضرت تحت تعقيب قرار داشته و خطراتى براى امنيت جانى ايشان وجود داشته است ؛ اما اكنون چنين نيست . « 6 »
هامش
( 1 ) . بحار ، ج 51 ، ص 33
( 2 ) . بحار الانوار ، ج 51 ، ص 33 ؛ كمال الدين ، ج 2 ، ص 483 ؛ الغيب ، طوسى ، ص 262 ؛ اعلام الورى ، ص 432 ؛ شرعة التسمية ، ص 60
( 3 ) . الكافى ، ج 1 ، ص 333
( 4 ) . عيون اخبار الرضا ، ج 1 ، ص 41
( 5 ) . در اصل طبرسى است اما بايد طوسى درست باشد ؛ زيرا آقا بزرگ نيز در نقل اين سخن ، طوسى آورده است نك : الذّريعة ، ج 14 ، ص 178
( 6 ) . كشف الغمّه ، ج 2 ، صص 519 - 520