من گفتم : وقتى ( امام را ) شناختى ، آنچه از اعمال نيك ، كم و زياد ، مىخواهى انجام دهد . اين معرفت است كه سبب قبولى اعمال تو مىشود .
منظور امام ، بيان اصل مهمى بود كه شيعيان به آن معتقد بودند و آن اين كه احكام تابع امر ولايت است و اگر ولايت نباشد انجام آن اعمال نيز بدون ولايت ثمرى ندارد . غاليان اين عقيده را بر غير معناى اصلى آن تأويل كرده بودند . بىعملى غاليان سبب شده بود تا شيعيان در شناخت آنان همين رعايت احكام فقهى را ملاك قرار داده و فرد غالى را از غير آن تشخيص دهند . « 1 » تأكيد امامان عليهم السّلام بر عمل به احكام شرعى در روايات ، به نوعى تكذيب غاليان است . تعبيرهايى نظير « انّما شيعتنا من أطاع الله » و يا « لا تنال ولايتنا الّا بالورع » « 2 » از اين قبيل است .
تأثير حماقت را نيز در پيدايش غلات نبايد ناديده گرفت . « 3 » اين در حالى است كه دنيا طلبى و جذب مريد براى كسانى از غلات كه مدعى نيابت از ائمه بودند و آنان را به مقام الوهيت مىرسانند تا خود را نبىّ آنان معرفى كنند ، تأثير مهمى در پيدايش غلات داشته است . امام صادق عليه السّلام مىفرمود :
إنّ الناس اولعوا الكذب علينا . . . و إنّى أحدّث أحدهم بحديث فلا يخرج من عندي حتى يتأوّله على غير تأويله و ذلك أنّهم لا يطلبون بحديثنا و بحبنا ما عند الله و إنما يطلبون الدنيا ؛ « 4 »
مردم ولع در دروغ بستن بر ما دارند . . . من براى يكى از آنها حديث نقل مىكنم و او از نزد من بيرون نرفته آن را بر غير معناى اصلى آن تأويل مىكند . آنها در طلب حديث و دوستى ما ، طالب چيزى كه در نزد خداوند است نيستند ، بلكه در پى دنيا طلبى خويشاند .
امام براى آن كه شيعيان را بتوانند قدرت نقد احاديث متعارض را ، كه بسيارى از آنها ساختهء غاليان بود ، پيدا كنند ، قرآن را به عنوان ملاك معين كردند . از جمله فرمودند :
هامش
( 1 ) . رجال كشى ، ص 530
( 2 ) . مناقب الامام امير المؤمنين ( محمد بن سليمان كوفى ) ، ج 2 ، ص 286
( 3 ) . همان ، ص 295
( 4 ) . همان ، ص 136