جملهء رؤساى غلاة بود ، نوشتند :
بلغنى أنك تزعم أنّ الزنا رجل و أنّ الخمر رجل و أنّ الصلاة رجل و أنّ الصيام رجل و أنّ الفواحش رجل و ليس هو كما تقول ، انا اصل الحق ، و فروع الحقّ طاعة الله ، و عدوّنا أصل الشرّ و فروعهم الفواحش . « 1 »
شنيدهام كه گفتهاى زنا ، خمر ، نماز ، روزه ، فواحش ، مردانى به اين نامها هستند . اين گونه نيست كه تو مىگويى ، ما اصل حق بوده و فروع حق طاعت خداست ، دشمنان ما اصل شر ، و فروع آنها همان فواحش و زشتيهاست .
در روايت ديگرى امام فرمود :
. . . على أبى الخطاب لعنة الله و الملائكة و الناس أجمعين فأشهد أنّه كافر فاسق مشرك ؛ « 2 » لعنت خدا و ملائكه و تمامى مردم بر ابو الخطاب باد . من شهادت مىدهم كه او كافر ، فاسق و مشرك است .
در جاى ديگرى امام به غلاة فرمود :
توبوا إلى الله فإنّكم فسّاق كفار مشركون ؛ « 3 »
به درگاه بارى تعالى توبه كنيد شما فاسق ، كافر و مشرك هستيد .
تكفير صريح امام نسبت به خوارج ، راه را بر هر گونه ادعاى دروغينى كه غلات داشتند و اظهار مىكردند كه امام صادق عليه السّلام تنها با تقيه با آنان رفتار مىكند ، مىبست .
چنين برخوردى ، آن هم با اين صراحت ، سبب مىشد تا شيعيان مراودهء خويش را به كلّى با غلات قطع كنند .
از جمله زمينههايى كه سبب نشر افكار غاليان شد ، اين بود كه پيروان خود را به سوى رهايى از بند « عمل به فروعات فقهى » و احيانا « محرمات شرعى » دعوت مىكردند . آنها از قول امام صادق عليه السّلام نقل مىكردند كه : « هر كس امام را شناخت هر كارى كه بخواهد مىتواند انجام دهد » . امام در پاسخ به اين شبهه فرمود :
إنّما قلت : إذا عرفت فاعمل ما شئت من قليل الخير و كثيره ، فإنه يقبل منك ؛ « 4 »
هامش
( 1 ) . همان ، ص 219
( 2 ) . همان ، ص 297
( 3 ) . همان ، ص 297
( 4 ) . الكافى ، ج 4 ، ص 464