سخنان بود كه سبب شد تا امام صادق عليه السّلام آنها را بدتر از محبوس و يهود و نصارا و مشركين بخواند . « 1 »
لبهء تيز برخورد امام با غاليان عقايدى بود كه ضمن آنها ، كوشش مىشد تا جنبهاى از « الوهيت » به امامان نسبت داده شود . آن حضرت مىفرمود :
لعن الله من قال فينا ما لا نقوله فى أنفسنا و لعن اللّه من أزالنا عن العبوديّة للّه ، الذي خلقنا و إليه مآبنا و معادنا و بيده نواصينا ؛ « 2 »
لعنت خداوند بر كسى كه چيزى در حق ما بگويد كه ما خود نگفتهايم ، لعنت خداوند بر كسى كه ما را از عبوديت براى خدايى كه ما را خلق كرده و بازگشت ما به سوى او و سرنوشت ما در يد قدرت اوست ، جدا سازد .
در روايت ديگرى آمده كه حضرت فرمودند :
لعن اللّه المفوّضة ، « 3 » فإنهم صغروا عصيان الله و كفروا به و أشركوا و ضلوا و أضلوا فرارا من إقامة الفرائض و أداء الحقوق . « 4 »
خداوند مفوضه را لعنت كند . آنها عصيان پروردگار را كوچك كردند ، به خدا كافر شدند و شرك ورزيدند و گمراه شدند و گمراه كردند ، تا از اجراى احكام الهى و اداى حقوق فرار كنند .
تكفير افراد بر اساس انكار امور بديهى و ضرورى اسلام ، مورد قبول فقهاى اسلام بوده است . اين امر ، به شرط آن كه در مجراى طبيعى خود به كار گرفته شود ، مىتواند با بخشى از انحرافات مقابله كند . امام كوشيد تا با تكفير غلات آنان را از جامعهء مسلمين طرد كرده و حوزهء فكرى شيعه را از آلودگيهاى آنان به طور كامل رهايى بخشد .
يكى از اقدامات تأويلگرايانهء غاليان ، نمادين كردن مفاهيم دينى بود ، به طورى كه آن مفاهيم از معانى اصلى خويش جدا شده و در حول و حوش يك معناى ديگرى اصالت خويش را از دست مىداد . امام صادق عليه السّلام ضمن نامهاى به ابو الخطاب كه از
هامش
( 1 ) . همان ، ص 300
( 2 ) . همان ، ص 302
( 3 ) . كسانى كه يك مرتبه از غلات پايينترند .
( 4 ) . علل الشرائع ، ج 1 ، صص 127 ؛ بحار الانوار ، ج 44 ، ص 270