ترجمهء حديث
صاحب لمعه گويد كه : روايت شده كه چون نزديك شد حمل خديجه عليها السّلام جبرئيل نازل شد به امر خدا بر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ، و آن حضرت را امر كرد كه ترك كند رفت و آمد با مردم را ، و خلوت و گوشهگيرى اختيار كند ، و به عبادت خداى سبحانه مشغول شود ، و نخورد از طعام اهل دنيا و لو اينكه يك لقمه باشد ، و نياشامد از آبهاى ايشان هر چند يك جرعه باشد ، بلكه همهء روز روزهدار باشد ، و به رطب بهشتى يا انجير آن يا سيب آن افطار كند ، تا اينكه نطفه از طعام بهشتى بسته شود .
بعد از اينكه اصل آن نطفه در شبى كه آن حضرت به آسمانها سير داده شده بود وجود پيدا كرده بود - به سبب خوردن اين طعامهاى پاكيزه بنابر آنچه در وجه تسميه آن بىبى معظّمه به انسيّه حوراء قبلا ذكر شد - و در شبى كه تمامكنندهء اربعين بود ، نزديكى كرد با خديجه مادر مؤمنين پيش از نماز عشاء آخر ، آن نطفهء نوريّه در رحم او بسته شد ، و پس از نه ماه كه از مدّت حمل او گذشت در تمامكنندهء روز بيستم جمادى الآخر تولّد يافت ، و مدّت حمل و ولادت او در مكّه در خانهء خديجه بود ، و آن خانه گرامى داشته شدهء معروفه است ، و در همان خانه حوّاء و مريم و آسيه با گروهى از فرشتگان فرود آمدند .
در كتاب امالى صدوق رحمه اللّه از احمد بن محمّد خليلى ، از محمّد بن ابى بكر فقيه ، از احمد بن محمّد نوفلى ، از اسحاق بن يزيد ، از حمّاد بن عيسى ، از زرعة بن محمّد ، از مفضّل بن عمر روايت كرده :
قال : قلت لأبي عبد اللّه عليه السّلام : كيف كان ولادة فاطمة عليها السّلام ؟
قال : نعم ، إن خديجة لمّا تزوّج بها رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله هجرتها نسوة مكّة ، فكن لا يدخلن عليها ، و لا يسلّمن عليها ، و لا يتركن امرأة تدخل عليها ، فاستوحشت خديجة لذلك ، و كان