لمؤلّفه :
نادرة الكون روح پاك پيمبر * شافعة الحشر سرّ خالق اكبر
قلزم جود و عطا حبيبهء يزدان * زينت عرش خدا وليّهء داور
فاطمة الطهر دخت احمد مرسل * واسطة الفيض جفت ساقى كوثر
صفوت حق صاحب مقام ولايت * مطلع انوار يازده درّ گوهر
فاتحهء علم و حلم و نسل پيمبر * جامعهء زهد و قدس و طهر مطهّر
فرض نموده خدا اطاعت او را * بر همهء ممكنات ز اكبر و اصغر
داده خدايش كتاب گرچه نبى نيست * كرده عطايش علوم بىحدّ و بىمرّ
ريزهخور خوان اوست مؤمن و كافر * در خط فرمان اوست طارم اخضر
ارض و سماوات شد ز نورش پيدا * دائرهء كون را وجودش محور
خلقت نورش ز ممكنات مقدّم * گرچه از آنها ظهور اوست مؤخّر
كس نتوان پى برد به كنه جلالش * معرفت ذات اوست غير ميسّر
اوست محيط و محاط مىنتواند * پى ببرد بر محيط خود فتدبّر
كس نشناسد مقام رفعت او را * جز پدر و مرتضى كه بودش شوهر
همسر او كس نبد در عالم ايجاد * گر كه نمىگشت خلق حيدر صفدر
بست خدا عقد او بعرش معلّا * با على مرتضى كنندهء خيبر
نحلهء كابين او جحيم و جنان را * كلّا با ربع ارض كرد مقرّر
شاهد اين ازدواج خيل ملائك * با همه حور و عين بمحضر داور
مجرى ايجاب عقد ذات خدا بود * روح الأمين در قبول گشت مؤمّر
كرد به امر خدا نثار در اين جشن * زيور خود را درخت طوبى يكسر
از درّ و ياقوت و لعل و لؤلؤ و مرجان * آنچه به خود برگرفته از زر و زيور
از پى برچيدنش جميع ملائك * سبقت بر يكديگر گرفته سراسر