تا بقيامت برند هديه و گويند * هست نثار زواج بانوى محشر
دخت رسول خدا و عصمت كبرى * حجّت و ناموس حق و زهرهء ازهر
جان بفدايت كه خود تو سرّ خدائى * كشتى ايجاد را تو باشى لنگر
هست رضايت رضاى خالق يكتا * خشم تو خشم خداى خالق اكبر
گرچه گنهكار و روسياه و حقيرم * هست اميدم كه خود مرانيم از در
عاصى حيران كه زاد راه ندارد * جز در جودت نكوبد او در ديگر
منقبت هشتم
شيخ محمّد صبّان در كتاب اسعاف الراغبين از طبرانى و ابن حيّان از ابى هريره روايت كرده كه گفت : قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله : إن ملكا من السماء لم يكن زارني ، فاستأذن ربّي في زيارتي ، فبشّرني و أخبرني أن فاطمة سيّدة نساء أمّتي « 1 » . يعنى : گفت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله : فرشتهاى از آسمان كه مرا زيارت نكرده بود از پروردگار من اذن خواست كه مرا زيارت كند ، مرا بشارت داد و خبر داد كه فاطمه سيّدهء زنهاى امّت من است .
منقبت نهم
نيز در كتاب اسعاف بطرق عديده از عدّهاى از صحابه چنين روايت كرده كه :
إن النبي صلّى اللّه عليه و آله قال : إذا كان يوم القيامة نادى مناد من بطنان العرش : يا أهل الجمع ، نكّسوا رؤوسكم و غضّوا أبصاركم حتّى تمرّ فاطمة بنت محمّد على الصراط .
و في رواية : إلى الجنّة .
و في رواية أبي بكر في الغيلانيات عن أبي أيّوب : فتمرّ مع سبعين ألف جارية من
هامش
( 1 ) شيخ محمّد صبان مصرى ، اسعاف الراغبين ص 191 در حاشيه نور الأبصار شبلنجى .