پرش به محتوای اصلی

جنة العاصمة ( فارسي ) — صفحه 151

پدیدآورندگان:

ص۱۵۱
على گفت : من روشنىدهندهء مردمانم . فاطمه گفت : من فاطمهء زهرايم . پس پيغمبر فرمود : اى فاطمه ! برخيز و سر پسر عم خود را ببوس ، اينك جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل و عزرائيل با چهار هزار فرشتگان از على حمايت مىكنند و با على هستند ، و اين برادر من راحيل است با دردائيل و چهار هزار فرشتگان نگاه مىكنند . راوى گفت : پس فاطمهء زهراء برخواست و در مقابل پيغمبر سر على بن ابى طالب را بوسيد و گفت : اى ابو الحسن ! به حق رسول اللّه از خداى عزّ و جل و پسر عمّت معذرت مىطلبم . پس امام او را بخشيد .