على گفت : من سخنگويندهء با اصحاب رقيمم .
فاطمه گفت : من دختر كسى هستم كه فرستاده شده تا رحمت باشد براى مؤمنان و رؤوف و مهربان با ايشان باشد .
على گفت : خدا مرا نفس محمّد قرار داده در آنجائى كه در كتاب خود فرموده :
أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُم
.
فاطمه گفت : و
أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُم
.
على گفت : من كسى هستم كه شيعيان من از علم من مىنويسند .
فاطمه گفت : من دريائى هستم كه از علم من كفكف برمىدارند .
على گفت : من كسى هستم كه خدا نام مرا از نام خود شكافته ، اوست عالى و منم على .
فاطمه گفت : من نيز چنينم ؛ اوست فاطر و منم فاطمه .
على گفت : منم حيات عارفان .
فاطمه گفت : منم كشتى نجات راغبان .
على گفت : منم حاميمهاى قرآن .
فاطمه گفت : منم دختر طاسينهاى آن .
على گفت : منم گنج بىنيازى .
فاطمه گفت : منم كلمهء نيكو .
على گفت : منم آنكه خدا توبهء آدم را به سبب من قبول كرد .
فاطمه گفت : منم كه خدا توبهء آدم را به سبب من قبول كرد .
على گفت : منم مانند كشتى نوح كه هر كه بر آن سوار شد نجات يافت .
فاطمه گفت كه : منم آنكه شريك شدم در دعاى او .
على گفت : منم طوفان او .
فاطمه گفت : منم دستآويز و شراع كشتى او .