مباركش مىلرزيد و قدح بر دندانهاى شريفش مىخورد ، چون آب را بياشاميد و صيقل قدح را گرفت ، روح مقدّسش به عالم قدس پرواز نمود « 1 » . و شهادت آن حضرت به اتّفاق اكثر محدّثان و مورّخان در هشتم ماه ربيع الاوّل سال دويست و شصتم هجرت بود ، شيخ طوسى در مصباح اوّل ماه مذكور نيز گفته است ، و اكثر گفتهاند كه : روز جمعه بوده و بعضى چهارشنبه ، و بعضى يكشنبه نيز گفتهاند ، و از عمر شريف آن حضرت بيست و نه سال گذشته بود ، و بعضى بيست و هشت نيز گفتهاند ، و مدّت امامت آن حضرت نزديك به شش سال بود . ابن بابويه و ديگران گفتهاند : معتمد آن حضرت را به زهر شهيد كرد . و در كتاب عيون المعجزات از احمد بن اسحاق روايت كرده است كه روزى به خدمت امام حسن عسكرى عليه السّلام رفتم ، حضرت فرمود : چگونه بود حال شما و آنچه مردم بودند از شك و ريب در باب امام بعد از من ؟ گفت : يا بن رسول اللَّه چون خبر ولادت سيّد ما و صاحب ما در قم به ما رسيد ، صغير و كبير و شيعيان قم همه اعتقاد به امامت آن حضرت كردند ، حضرت فرمود كه : مگر نمىدانى كه هرگز زمين خالى از امام نمىباشد كه حجّت خدا باشد بر خلق ، پس در سال دويست و پنجاه و نه هجرت حضرت والدهء خود را به حج فرستاد ، و او را خبر داد به وفات خود در سال ديگر و فتنههائى كه بعد از وفات او واقع خواهد شد ، پس اسماء اعظم الهى و مواريث پيغمبران و اسلحه و كتب حضرت رسالت را به حضرت صاحب الامر عليه السّلام تسليم كرد ، و مادر آن جناب متوجّه مكّه شد ، و آن جناب در ماه ربيع الآخر سال دويست و شصت از دنيا رحلت نمود ، و در سرّ من رأى در پهلوى پدر بزرگوار خود مدفون گرديد ، و عمر شريف آن جناب بيست و نه سال بود « 2 » .
جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 998
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٩٩٨
هامش
( 1 ) كمال الدين 473 .
( 2 ) عيون المعجزات 125 .